كه ايّام سور است و هنگام عيش * مى ناب نوشيد از جام عيش
درين جشن كس را مگوييد سخت * اگر تيرهروز است ، اگر نيكبخت
چو اين مژدگانى به عالم رسيد * گل شادمانى ز دلها دميد
گرفتند از آن سور هركس مرام * ز رود و سرود و ز ساقى و جام
و رامشگران زهره طبع بهسان ناهيد چنگ و بربط مىنواختند و مغنّيان خوشالحان غذاى روح و شراب فتوح مىساختند و به طريقهء فرس و ترتيب عجم و قاعدهء عرب و يوسون ترك و ايالغوى مغول و رسم خطاى « 1 » [ و راه الا تاى ] « 2 » صداى الحان از اوج آسمان مىگذرانيدند و به ساز نواختن و غنا ساختن و نقش پرداختن ، آواز رود و سرود به چرخ چنبرى مىرسانيدند .
مصرع
مطربان چون بلبلان صد داستان مىساختند
و شاهزادگان را تغوز تغوز « 3 » جامهها پوشيده به كمر مرصّع و تاج ملمّع سرافراز مىشدند و اقمشهء زربفت به رسم پاىانداز در راه انداخته ايشان نيز شرايط الجامشى به جا مىآوردند و هرطرف چندان زر و گوهر نثار كردند كه دست روزگار از شمار آن بازماند .
بيت
شد عطارد عاجز از تعداد زرهاى نثار * زهره هم نتواند آن درها به ميزان بركشيد
و چون خورشيد عالمافروز جمال جهانآراى « 4 » روز در پردهء اختفا نهان كرد و شب عنبرين سلب پردههاى كحلى در اطراف جهان عيان ساخت و گنبد فيروزهفام
هامش
( 1 ) . ك : ختاى .
( 2 ) . در ظفرنامه نيست .
( 3 ) . يعنى نهتا نهتا - تغوز به معناى عدد 9 است .
( 4 ) . س ، ك : جهان افروز .