تفصيل اوكلكاى بزرگ تواچيان را فرموده عزم رزم بتپرستان خطاى « 1 » مصمّم ساخت .
ذكر مشورت فرمودن با شاهزادگان و امرا و عزم صواب به جانب چين و خطا
حضرت صاحبقران شاهزادگان و نويينان را در مجمع خاص طلبيده فرمود كه عنايت پروردگار عزّ سلطانه ما را اقتدار آن داد كه جهان را به شمشير مسخّر ساختيم و پادشاهان روى زمين را به غلبه و قهر برانداختيم و ممالك را از تسلّط ملوك طوايف و مسالك را از تحكّم حكّام مختلف بازپرداختيم و آنچه تأييد الهى ما را كرامت فرمود ، كم پادشاهى را در آينهء خيال جمال نمود و چون تسخير جهان بىتحريك تيغ و سنان دست نمىدهد كه
نظم
ملك را گر قرار خواهى داد * تيغ را بىقرار بايد كرد
هرآينه در اثناى جهانگشايى ، به ضرورت صورتى چند روى نمايد كه نبايد و نشايد و ضرر آن جهانيان را شامل آيد . « 2 » اكنون در خاطر چنان است كه به كارى قيام نماييم كه تدارك آن آثام فرماييم و كارى كه از دست هركس نمىآيد و آن را قوّتى تمام مىبايد قلع و قمع كفّار است و غزو چين و خطاى « 3 » كه ديار كفر است .
صواب آن است كه همان لشكر كه از ممرّ ايشان ضرر به مسلمانان رسيده به ديار كفار كشيم و مراسم غزا و جهاد به تقديم رسانيده بتخانهها و آتشكدها را خراب
هامش
( 1 ) . ك : خطاى .
( 2 ) . ظف : « به ضرورت در اثناى لشكركشى و گيتىشناسى صورتى چند واقع شد كه موجب ضرر و پريشانى جمعى مردم بود . » ( ج 2 ص 447 ) .
( 3 ) . س ، ك : ختاى .