مشكين رقم بر صفحهء روزگار اين بيت به يادگار نوشته كه
نظم
هروقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار * كس را وقوف نيست كه انجام كار چيست
و شاهزادگان و نويينان جام مدام پربادهء ياقوت فام به رسم قوشوقار و « 1 » در گردش آوردند و خوانسالاران اطعمهء گوناگون زياده از چند و چون پيش آوردند و
فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ
« 2 » چندان اتّفاق مىافتاد .
مصرع
كه به تحرير شرح نتوان داد
و به غير از شيرههاى سلطانى ، بسيار خمهاى خسروانى پر از باده و سرگشاده آماده نهاده بودند و صلاى عام در داده و ساقيان سيمين ساق شيرين مذاق بادههاى تلخ
مصرع
به طعم تلخ چو پند پدر سفيد وليك
بهسان نرگس ساغرهاى زرّين بر ساعدهاى بلورين نهاده و چون قمر در هر منزل از فروغ بادهء احمر نور ديگر داده .
نظم
ساقى به منزلى كه رسد مىكند چو ماه * از تاب آفتاب مى ناب روشنش
و سلطان گردون احتشام ، به يوسون ترخانى ، حكم عام فرمود كه جمهور انام ، از خاصّ و عامّ ، به هرچه قيام نمايد هيچ آفريده مانع نيايد .
نظم
به فرمودهء شاه صاحبقران * منادىگرى شد بشارترسان
هامش
( 1 ) . تصحيح از ظفرنامه ( ص 436 ) - نسخ : قوش وقاروو .
( 2 ) . سورة الواقعة 21 و 20 .