ذكر گرفتن قيصر روم و آوردن به درگاه پادشاه هفت اقليم
چون سپاه روم و قيصر به هزيمت رفتند ، دلاوران نامدار و بهادران شجاعت آثار به طريق تكامشى چون ابر و باد بر اثر ايشان روان شدند و سلطان محمود خان به ايلدرم بايزيد رسيد و او را دستگير كرده به درگاه جهانپناه فرستاد .
نظم
همى تا بگردانى انگشترى * جهان را دگرگون شود داورى
و حضرت صاحبقران ، به يافت اين بشارت ، مراسم شكر ايزدى به جاى آورد و نماز خفتن او را دست بسته پيش بارگاه گردون اشتباه رسانيدند .
نظم
سرى كه گردن از امرت كشيد گردونش * بر آستان تو اكنون كشان كشان آورد
حسن مكارم اخلاق صاحبقران آفاق در حركت آمده فرمود كه بند قيصر برداشته به حضرت آوردند و بر حاشيهء بساط جلالت مناط در مقام عجز و مسكنت خود را بازديد و آن حضرت تقصيرات او را عفو كرد . انّ اولى النّاس بالعفو اقدرهم بالعقوبة پيش نظر آورده به چشم مرحمت درو نگريست .
بيت
شيرست روز حرب و ليكن چو بر عدو * فيروز گشت گشت برو مهربان پدر
و او را در مقام نيك پيش خود نشاند و بر سبيل معاتبه فرمود اگرچه تقديرات الهى را چاره نمىتوان كرد .
نظم
هرچه در لوح اوستاد نوشت * طفل در مكتب آن تواند خواند