آيد از آن بالا فرود آمده بر صحن صحراى شتافت به نوعى كه پيك باد دو اسبه غبار مركب خاك پيماى او نمىشكافت و سپاه منصور بريشان تيرباران كرده بسيارى بر خاك هلاك انداختند .
نظم
نبردآزمايان توران سپاه * گرفتند بر لشكر روم راه
زبون گشت رومى ز پيكارشان * فلك كرد جمله گرفتارشان
و ايلدرم بايزيد ، به آب حسرت دست از ملك و سلطنت شسته ، مانند تير پرتاب آتشپاى و سريعتر از باد خاك پيماى تازان و شتابان راه گريز گرفت و فوجى از لشكر منصور زبان تيغ چون زبانهء آتش كشيده و نوك پيكانشان ، چون تير قضا به اعدا رسيده در قفاى هزيمتيان روان شدند .
نظم
نه از تيرشان باك نه از تيغ تيز * نه از آب بيم و نه ز اتش گريز
به دل شير تند و به تن پيل مست * به كين برق تيغ و به تير ابردست
و حضرت صاحبقران مظفر و منصور به اردوى همايون معاودت فرموده فرود آمد و بر تيسير اين فتح نامدار كه حضرت آفريدگار متعالى شانه ميسّر گردانيد مواجب حمد و ثنا به ادا رسانيد و شاهزادگان و امرا كه در آن معركه وظايف دلاورى و شرايط جانسپارى به جاى آورده بودند به مواجب انعام و مواهب اكرام اختصاص يافتند و روز جمعه نوزدهم ذى الحجّه آوازهء اين فتح همايون كه طراز فتوحات سلاطين ربع مسكون است به مسامع جهانيان رسيد و چون اشراق آفتاب در ممالك آفاق بر عالميان روشن گرديد .
شعر
لقد علّت الآفاق انوار فتحه * و سار مسير الشمس فى الشّرق و الغرب