تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
دمشقيان فرستاده را به خلاف گذشته معزّز داشته مراسم اكرام و شرايط احترام به جاى آوردند و جماعت آتشبازان و رعداندازان و چرخ‌گشايان و ناوك‌زنان ، كه پش ايشان قدرى دارند و اين لعب در آن ديار مىورزند ، بر ايلچى عرض كردند و ندانستند كه از اين قماش بيشتر از ده هزار مردان كارآزمودهء جنگها ديده در اردوى همايون بودند و فرستاده را خدمات شايسته كرده جمعى اعيان به درگاه عالم‌پناه فرستادند و به موقف عرض رسانيدند كه ما بندگان در مقام اطاعت و انقياديم و اتلمش را پنج روز ديگر به حضرت فرستاده آنچه وظيفهء فرمان‌بردارى و طريقهء طاعت‌دارى باشد ، به جاى آوريم و به قدر وسع رضاى حضرت صاحب‌قران طلبيم . آن حضرت ايلچى را نواخته و به تشريف و انعام مكرّم ساخته وعده‌هاى نيكو داد و خوشدل بازفرستاد و خلايق از سخن صلح شادمان شدند .

ذكر محاربهء حضرت صاحب‌قران با سلطان مصر و ظفر يافتن به تأييد ملك منّان

چون مدت ده روز لشكر فرخندهء فيروز ، در منزل غربى كه در جانب مصر بود ، توقّف نمود و در آن يورت جهت چهارپايان علف نماند ، يورتچيان به عرض همايون رسانيدند كه در طرف غوطه كه شرقى دمشق است آب خوشگوار و علف بسيار است . اگر در اين چند روزه كه مهلت طلبيده‌اند ، اردوى همايون به آن طرف كوچ كند مناسب مىنمايد . حضرت صاحب‌قران به نهضت لشكر منصور فرمان داد و آن سپاه گران مصرع
بجنبيد چون كوه از جاى خويش
و چون بر حسب ارادت حق تعالى ، حكم قضا و قدر ، به خرابى آن ديار امضا و اجرا يافته بود ، اين خيال در مرآت ضمير دمشقيان جمال نمود كه لشكر منصور خائف و هراسان شده فكر گريز دارند و بدين فريب و غرور با خود خيال بستند كه در وقت كوچ از ضبط لشكر و ترتيب قلب و جناح عاجز خواهند بود . اگر ما در اين
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 858 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى