تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
و آن حضرت دربارهء او غايت عنايت مبذول داشته پايهء قدر او را از اقران درگذرانيد و تمامت مملكت باب الأبواب و شروانات در قبضهء اختيار و ربقهء اقتدار او گذاشت و به خلعت خاص و كمر مرصّع مخصوص ساخته خواصّ او را به تشريفات فاخر نواخت و فرمود كه محافظت دربند نموده از سرحدّ « 1 » بر خبر باشد و شاهزادهء جهان اميرانشاه گوركان و اميرزاده رستم و امير جهانشاه جاكو را به محاصرهء قلعهء آلنجق روان فرمود و موكب همايون عزم سلطانيه نمود و پيشتر حكومت ممالك آذربايجان از دربند باكو تا بغداد و از همدان تا روم به مهر سپهر سلطنت اميرزاده اميرانشاه تفويض رفته بود و كوچ شاهزاده و امرا - كه سبق ذكر يافت - از خراسان به آذربايجان نقل كرده بودند و دست راست سپاهش قراباغ و نخجوان تا به اونيك يورت ساختند و دست چپ سوق بلاق و در گزين و همدان داشتند و شاهزاده با امرا در محاصرهء النجق سعى و اجتهاد بليغ مىنمودند .

ذكر فتح قلعهء سيرجان و واقعهء نهاوند و محاصرهء دار العبادهء يزد

سلطان ابو اسحق بن سلطان اويس بن شاه شجاع حاكم سيرجان بود و در شيوهء فضل و هنر و تربيت مردم دانشور اقتدا به جدّ خود شاه شجاع مىنمود و در نوبت دوم كه حضرت صاحب‌قران فتح فارس و عراق فرمود و شاه منصور مغرور مقهور شد و اولاد و احفاد امير محمد مظفر طوعا او كرها . مصرع
به درگاه عالم پناه آمدند
سلطان ابو اسحق عزم آمدن نداشت و از روى فراست صورتىكه به وقوع پيوست بر لوح انديشه مىنگاشت . اقربا پيغام دادند كه چون ما آمده‌ايم اگر او نيايد شايد كه حضرت را نسبت با ما خيال ديگر روى نمايد . اكنون وهم را مجال تصرّف « 2 » نمىبايد داد و روى اميد به آستان دولت آن حضرت آورد . سلطان ابو اسحق قلعهء
هامش
( 1 ) . ف : سر جدّ . ( 2 ) . ف : تصرّف نبايد داد .