يورت قشلاق آن ولايت را « 1 » تاخت كند . اهالى آنجا را بخت رهنمونى كرده و ايل شده اطاعت نمودند و مجموع به عنايت پادشاهانه سرافراز گشته خلعت امان يافتند و باقى ايلها مثل باليغ چيان يعنى ماهىگيران و ساير جزيرهنشينان كه آب را حصار ساخته طريقهء انقياد مسلوك نداشتند ، آن حضرت جمعى مبارزان نامدار را نامزد فرمود كه بر روى يخ گذشته و به مواضع آن روز برگشتگان رفتند و دمار از ايشان برآورده اسير و برده گرفتند .
مصرع
مظفر و منصور بازآمدند
و حضرت صاحبقران از قشلاق ايلغار كرده عازم شهر حاجى ترخان شد و محمدى كلانتر آنجا را گرفته و به زير يخ كرده طعمهء ماهيان ساخت و اميرزاده پير محمد بن اميرزاده جهانگير و امير جهانشاه و جمعى دلاوران را به تاخت سراى فرستاد و ايشان سراى را گرفته و آتش زده ويران كردند و اين در برابر آن بود كه لشكر دشت قبچاق زنجير سراى را از نواحى بخارا در وقتى كه آن حضرت به تسخير فارس و عراق مشغول بود خراب كرده آتش زدند و
جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها .
« 2 »
بيت
رنجه مكن انگشت به در كوفتن كس * تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت
از سراى و حاجى ترخان الجا و غنيمت فراوان گرفته به يورت قشلاق باز آمدند و چون آن زمستان سرد گذشته بود و اسبان ياساقيان به سبب ايلغارها سقط گشته و علفه و علوفه به نوعى تنگ شده بود كه يك من غلّه به هفتاد دينار و يك گوسفند به صد دينار و يك گاو به دويست دينار كپكى مىخريدند و يافت نبود ، آن
هامش
( 1 ) . س : آن ولايت فتح كرده تاخت كند .
( 2 ) . سورة الشورى 40 .