و متبحران بحار علوم « 1 » دانند كه درياى دانش را گذر بر معبر عبارت است و حكايت غواصان كه در شاهوار از قعر بحر برمىآورند به همين سخن اشارت . چه گوهر علم اگر به زيور سخن نيارايد چگونه از خلوتگاه ذهن به جلوهگاه دهن آيد و بكر فكر تا به آن آئينه روى ننمايد از حجاب نقاب به چه وسيله و حيله چهره گشايد و وحى حى لا يموت ، كه مظهر آثار و مطلع انوار ملكوت همان تواند بود آفتاب سعادت انتساب آن از افق سخن طلوع نمود . رموز ربانى و مخدرات معانى را اگر حيلهاى شايستهتر و تجليهاى بايستهتر از سخن بودى ، آرايندهء صور آن معانى را به آن تحلى تجلى فرمودى .
نظم
به بحر علم الهى سخن به از در است « 2 » * سخنشناس مبادا كه ارتياب آرد
بدين محيط از آن آشنائيش دادند * كه تا جواهر معنى به روى آب آرد
و سخن كه از فروغ آفتاب ربانى تابد ، به حسب مشاعر انسانى من حيث الصورة ، به دو وجه صورت ظهور يابد .
أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ
« 3 » . گاه شيرين صفت بر شبديز خط [ سواد « 4 » ] سوار شود .
مصرع
همچو ماهى كاو فشاند نور در شبهاى تار
مكتوب
أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ
« 5 » به نظر ديدهوران
فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ
« 6 » درآيد و گاه سليمانآسا بر باد پاى تموجنماى هوا هر طرف روان گردد .
مصرع
همچو برگ گل كه او را مىبرد باد بهار
هامش
( 1 ) . ك : عالم
( 2 ) . ك ، س : درى است
( 3 ) . سورة الكهف 26
( 4 ) . س ندارد
( 5 ) . قسمتى از آيهءوَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ .( سورة ص 45 )
( 6 ) . سورة الانعام 104