تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
گر از قدر بر آسمان تخت برد
204
گر به ما روى دولتى دارى
288
گرچه بودى به ظاهر از شاهان
203
گرفت آن شهنشاه جم اقتدار
42
ما همچو حباب خصم چون بحر عميق
25
مرا با تو ديگر سر جنگ نيست
34
معتمد نيستند مردم دهر
43
معدلتش بست به بازوى خويش
223
من آتش ز دشمن برانگيختم
314
مير صفدر دوست ميرزا آنكه هست
353
نبيند ز من دشمن بدگمان
358
نشان مردم عاقل همين است
41
نشستند خيل قيامت شكوه
307
نشوم خاضع عدو هرگز
31
نه قطره ماند به دريا نه ذره ماند به دشت
5
وقت ضرورت چو نماند گريز
314
هر آن كشور كه سلطانى ندارد
7
هركه با او در اطاعت زد
56
هركه در زير چرخ زنگارى
33
هركه گردن پيچد از صاحبقران
267
همايون شوكتى خورشيدبختى
123
همه شير مردان مردم‌رباى
13
همه گوشم تا چه فرمايى
334
يافت آن شه سعادت صلحا
9
يكى خوش هوا منزل دلگشاى
302
يكى قلعهء آسمان اقتدار
357
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 452 | نادره جلالى / محمد يار بن عرب قطغان