در روستاى كماگران يا كوماگران نزديك سمرقند بيمار شد و در ناحيه اورگوت در سمرقند درگذشت و در قريهء خواجه كفشير به خاك سپرده شد . تحفة الاحرار ؛ انيس السالكين از جمله آثار اوست . نك : تاريخ ادبيات در ايران ، ج 4 ، ص 76 ، 351 ؛ تاريخ نظم و نثر ، ج 1 ، صص 264 - 263 ؛ حبيب السير ، ج 4 ، صص 110 - 109 ؛ معجم المؤلفين ، ج 6 ، صص 246 - 245 ؛ رشحات عين الحيات ، ج 1 ، ص 121 ؛ سمريه و قنديه ، صص 186 - 184 ، نفحات الانس ، صص 417 - 410 ؛ تاريخ راقم ، ص 66 .
شرح
( 187 ) . س : غجديوان ، غجدوان : دهى در شش فرسخى بخارا . نك : لغتنامه دهخدا .
( 188 ) . يار احمد اصفهانى / خوزانى : از سرداران قزلباش در عهد شاه اسماعيل اول كه در 916 ه ق سمت وكيل السلطنهگى شاه اسماعيل يافت و ملقب به نجم ثانى شد . با حملهء ازبكان به ماوراء النهر به فرمان شاه صفوى به مصاف آنان رفت ، خزار را گرفت و آقفولاد سلطان حاكم آن ناحيه را دستگير كرد . سپس به قرشى رفت و آنجا را فتح كرد و بنا به روايتى نزديك به پانزده هزار تن از مردم آنجا را به قتل رساند . چندى بعد به محاصرهء قلعهء غجدوان پرداخت ولى طى نبردى كه در 3 رمضان 918 ه ق با سپاه ازبك در آن ناحيه انجام داد ، اسير شد و به قتل رسيد . مولانا اميدى طهرانى در مدح او قصيدهاى گفته :نجم ثانى كه نباشد به دو كونش ثانى * ور بود ثانيش الله تعالى اعلمنك : تاريخ راقم ، ص 104 ؛ مؤلف تاريخ رشيدى راجع به فتح غجدوان مىنويسد :
« . . . يكبارگى هزيمت افتاد چنان كه اكثر ايشان به قتل آمدند . هر چاكى كه در قرشى از اثر تيغ ايشان واقع شده بود ، به تير دوز انتقام آن را دوختند . مير نجم و تمام امراى تركمان را الى النّار و السقر فرستادند . »
نك : تاريخ رشيدى ، ص 391 ؛ براى اطلاعات بيشتر راجع به زندگانى وى نك : احسن التواريخ ؛ حبيب السير ، ج 4 .
( 189 ) . اسفراين : شهرى است مشهور در خراسان . نك : لغتنامه دهخدا .
( 190 ) . عبيد الله خان ازبك : پسر محمود سلطان و برادرزادهء شيبك خان كه در 892 ه ق در موضع يمينى ترساك از محال شهر وزير تركستان متولد شد . وى مردى سختكوش ، دلير و سنگدل و در سنن بسيار متعصب و در قتل و غارت بىپروا و اما با همهء اين اوصاف در شعر و ادب دستى توانا داشت و بر فن معما و شعر علاقمند بود . او پس از مرگ