تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
گوركان براى دفع او به ماوراء النهر لشكر كشيد . ازاين‌رو محمد جوكى در شاهرخيه متحصن شد . اما ابو سعيد چون از حملهء سلطان حسين بايقرا به هرات اطلاع يافت ، دست از محاصرهء شاهرخيه كشيد و با محمد جوكى صلح كرد و به هرات رفت . ولى بعد دوباره شاهرخيه را محاصره كرد . مردم شهر دليرانه به دفاع برخاستند . سرانجام با وساطت خواجه عبيد الله احرار محاصره پايان يافت و ابو سعيد ، محمد جوكى را با خود به هرات برد و در قلعهء اختيار الدين زندانى كرد . او سرانجام در همان قلعه درگذشت . نك : ترخان‌نامه بخش شجره‌نامه ؛ خلد برين بخش تاريخ تيموريان و تركمانان ، صص 502 ، 503 ، 526 به بعد ؛ احسن التواريخ ، صص 415 ، 425 ، 428 ، 754 .
شرح
( 9 ) . شيبك خان ازبك : پسر بوداق خان و آقوزى بيگم دختر پادشاه ختاى كه در 855 ه ق متولد شد . وى در تاريخ به اسامى محمد خان شيبانى ، محمد شاهبخت ، شيبك خان و شيبانى خان مشهور است . علت شهرت او به شيبانى بدان‌جهت است كه طبع شعر داشت و شيبانى تخلص مىكرد . او پس از آنكه در 7 محرم 913 ه ق بديع الزمان ميرزا تيمورى و برادرش مظفر حسين ميرزا را در بادغيس شكست داد و خراسان را گرفت ، فتحنامه‌اى به شاه اسماعيل فرستاد . مؤلف تاريخ رشيدى مناسبات او را با شاه اسماعيل و علت خصومت آنان را با يكديگر چنين شرح مىدهد : « شاه اسماعيل پيش شاهى بيگ خان كس فرستاد ، تحف و هداياى نفيسه مرسل داشت و گفت كه قبل از اين هرگز غبار نقارى بر حواشى خاطر جانبين ننشسته است تا از آن گرد عدوات برخاسته گردد . از آن‌جانب طريقه ابويت مسلوك باشد از اين جانب رابطه ولديه ممدود خواهد بود . چون رسول و مرسول به درگاه خان موصل گشت ، جواب باز داد كه مناسب چنان است كه هركس پيشه پدر پيش گيرد و پس مادر رفتن را وا پس گذارد ، چه اوزون حسن دختر خود را و سلطان يعقوب بن حسن خواهر خود را آن‌روز از دايره مملوك اعصار خارج ساخته بودند كه با پدر تو داده بودند . اين زمان دعوى سلطنت را از جانب مادر كردن تو را وقتى روا بودى كه مادر دهر را فرزندى مثل من سلطان بن سلطان نبودى چنان كه در امثال گفته‌اند پسر كار پدر كند و دختر كار مادر . تحفه ، عصايى و كجكولى فرستاد و گفت : اگر اطوار پدرت را فراموش كردى به يادت دادم . و اگر پاى در سايه سلطنت گذارى از