سلطنت « 1 » آن نيكو احوال « 2 » درگذشت ، به تاريخ روز پنجشنبه بيست و يكم ماه رجب سنهء احدى و خمسين و تسعمائة عازم آخرت گشت و به رحمت ايزدى پيوست . و او را دو پسر بود : قليچ قرا سلطان و جان قرا سلطان .
ذكر قليچ قرا سلطان بن گستن قرا سلطان بن جانى بيگ سلطان بن خوجوغم سلطان بن ابو الخير خان
و او شاهزادهاى بود در كمال ظرافت و اكثر اوقات به زبان فارسى تكلم مىنمود و به الفاظ تركى سخن كم مىگفت و بعد از فوت پدر صاحب تاج و افسر گشت ، به اتفاق امرا و اعيان دولت قدم بر مسند سلطنت نهاد . و بعد از آنكه مدت يك و نيم سال و هفده روز در آن ديار توسن حكومت راند ، عمّش پير محمد خان بر وى خروج نموده ، بر آن ديار قرا حصار مستولى گشت و ممالك بلخ را از قبضهء اختيار او بيرون آورده ، در سرير سلطنت و مسند حكومت نشست . و قليچ قرا سلطان روزى چند در ولايت ساغرج لواى حكومت برافراشت .
و چون ( 105 ب ) والى نسف ، خداى بردى سلطان ، از تاخت و باخت « 3 » عساكر فيروزى مآثر صاحبقران سكندرفرمان ابو الغازى عبد الله خان به ستوه آمده ، نسف را به تومان ساغرج معاوضه نموده و قليچ قرا سلطان به جانب قرشى توجه فرمود . صاحبقران سكندرنشان از اين واقعه اطلاع يافته در موضع اوغانك كه در نواحى قرشى است ، به قليچ قرا سلطان رسيده جنگ پيوست و در حملهء نخست سپاه او را منهزم ساخته ، قليچ قرا سلطان اسير و دستگير گشت و آن حضرت صلهء رحم نموده ، او را مطلق العنان گذاشت . عاقبت به تاريخ روز دوشنبه هفتم ماه جمادى الثانى سنهء سبع و خمسين و تسعمائه به زخم تير صدر « 4 » احمد بن قل احمد كوكلتاش كه در اثناى شكار بود مجروح گشته ، درجهء شهادت يافت و از وى نسل نماند .
هامش
( 1 ) . ت : سلطنتش .
( 2 ) . ت : « آن نيكو احوال » ندارد .
( 3 ) . ت : تاخت و بافت
( 4 ) . س : تيرى صدريرا