تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

نود و سه

قربانت شوم ! در اين هفته به زيارت دست‌خطّ شريف نايل نشدم و اميد است با پست ثانى ، تعليقهء رفيعه ، كه مشتمل بر اجوبهء مطلب معروضهء هفته ماضيه است ، و اصل آيد . مشهدى حاجى آقا سه روز قبل نزديك به ظهر در دفتر آمده ، اظهار داشت كه : « دو ساعت به غروب مانده ، عازم كاشان مىباشم ، به موجب دستورالعمل سركار خان ، صورت اصل و تفصيل حساب مرا در باب بنّايى حالا بنويسيد . مىخواهم هم‌راه خود ببرم . » گفتم : « به اشتغال كار دفترى و ضيق وقت ، چه‌گونه ممكن است نوشته شود ؟ من خود با مصحوب پست ايران يا غلام سفارت ارسال مىنمايم . » ديگر اين‌كه قرار بود جعبهء ادويه را هم هم‌راه بيآورد ، لكن با تكميل لوازم آن مشار اليه بدون استحضار جناب آقاى آقا سيّد ابو تراب ، سلّمه اللّه ، جعبهء مزبور را از دواجات سورين گرفته ، با خود برده بود . در صورتى كه لوازم آن از قبيل قطره‌چكان و دستهء دواسايى و ميزان تعيين مقدار ادويه و ترازو و غيره و غيره و دستورالعمل استعمال دواها ، كه نوشتن آن‌ها سه چهار روز طول دارد ، حاضر و موجود نشده بود . نزديك به عصر رقعه از جناب آقاى آقا سيّد ابو تراب وصول يافت كه اينك رقعهء مزبور را با ديگر رقعه در باب قيمت دواها نگاشته‌اند ، لفّا ايفاد داشت كه ملاحظه فرماييد . نمىدانم اين شخص چرا اين‌قدر در امور پررو و بىشرم است . با زحمت زياد شب آدم فرستادم و صبح فرستادم تا جعبه را از او گرفته ، خدمت جناب معظّم‌له