تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩

نود و يك

قربانت شوم ! تعليقهء رفيعهء آن محبوب جان شرف وصول ارزانى داشت . از استقامت مزاج شريف و صحّت‌مندى نور چشم عزيز روح و روان ميرزا حسن خان نهايت مسرّت روى داد . اين مهجور طفل اناثى دارد موسوم به حاجيه زرّين‌تاج ، در شهر نزد دايه مبتلا به آبله شد . چند روز است او را با دايه به قلهك آورده‌ام . از حالت امروز در طفل مشاهده كردم كه اين سراى فانى را بدرود نمايد . امروز و فردا سفارت به شهر عازم است . كارها درهم و برهم . مطالبى كه مرقوم فرموده‌ايد ، ان شاء اللّه در كمال دقّت در شهر به اختتام و انجام آن‌ها خواهد پرداخت . حال مجال تفصيل نيست كه به ايراد آن پرداخته شود . يك مطلبى هست كه سفارت از مخلص و سركار ميرزا زين العابدين خان صورت تعداد مساجد و مدارس ايران را خواسته است . به اصفهان به وكيل الدّوله نوشتم ايشان صورتى بفرستد . لكن كاشان موقوف است به مرحمت سركار عالى . خواهش‌مندم قبول زحمت فرموده ، صورت مساجد و مدارس آن‌جا را تعدادا مرقوم فرماييد . بعضى مدارس هست كه مسجد هم دارد . يعنى در آن‌ها نماز جماعت هم مىكنند . اين‌ها را هم متمايزا مرقوم فرماييد . تنخواه طلب از آقا خان سرهنگ اشعار فرموده بوديد . گويا عرض كرده بودم كه به فرستادن يك معمار از طرف سفارت و يك نفر هم از طرف وزارت خارجه رفته . قريب به سيصد تومان قيمت كرده‌اند . زيراكه خاك زياد براى عمارت و سنگ و ديوار هم دارد و هم‌چنين جاى حوض . لكن مخلص قبول نكرده است كه از صورت بازديد ابتياع نمايد . هفتهء گذشته در محضر جناب مشير الدّوله با نايب الوزارهء خارجه ميرزا زين العابدين خان قرار داديم كه در شهر قرار اين كار را بدهيم . بعد از شهر رفتن ،
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 289 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) / ميرزا حسين خان مبصر السلطنه