نود و دو
قربانت شوم ! ان شاء اللّه در كمال عزّت و اجلال در ظلّ مواهب غنى متعال مقضىّ المرام بوده باشيد . هفتهء گذشته بهواسطهء كارهاى سفارتى و حضور در محضر جناب مشير الدّوله ، از نگارش عريضه ممنوع شدم . در باب خانه تاكنون به اتّفاق سركار هادى خان دو دفعه رفتهايم و با صاحبان آنجا مذاكرهء قيمت نموديم . دفعهء اخيره سركار ميرزا ابو القاسم خان نايب الوزاره هم تشريف آوردند . آنچه كوشش كرديم و قبول عديده به كار برديم ، حضرات از ذرعى سه تومان پايين نيآمدند .
بيرونى آنجا را ديدم ، لكن اندرونى را ممكن نشد ملاحظه كنم . خوب جايى است و لكن سركار هادى خان مىگويند ذرعى سه تومان ارزش ندارد . اگر واقعا از روى ميل باطنى طالب اين مكان هستيد ، صريحا بنويسيد به ذرعى سه تومان عمل آنجا بگذرد . عيبى كه اين مكان دارد ، اين است كه همسايهء سفارت روس مىشويد . غالبا گرفتار تعصّب و رنج مىشويد . همسايهء سفارت روس بودن خوب نيست . اگر مرغى صدا كند ، به امر و نهى قيام مىكنند . صداى طفلى بلند شود ، اعتراض مىنمايند .
بناى فوقانى بخواهيد بسازيد ، ممانعت مىكنند . كذلك نظير اينها . ديگر اينكه منتهاى كمال اين عمارت همين است و اگر بخواهيد تغييرى دهيد ممكن نيست .
بارى عمده ميل خود شما است . من هم از حيث وضع و ساحت مطبوع ديدم . البتّه اگر بنايى خريده شود ، شرايط صحّت عمل بايد ساعى شود .
غايلهاى كه در باب خانهء ابتياعى مخلص پيش آمده ، الحمد للّه در شرف رفع است . اين خانه در شش سال قبل به بيع شرط يكى از غلامان سفارت بود كه سند خود را بدوا به اين مهجور انتقال داد . با حضور غلام مزبور و با بيع اصل و فرع