تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧

نود

قربانت شوم ! تعليقهء رفيعهء مورّخهء 25 محرّم ، كه مختصرا مرقوم شده بود ، و اصل آمد . از استقامت مزاج شريف عالى و سلامتى نور چشم عزيز جانم ميرزا حسن خان نهايت مسرّت و ابتهاج حاصل گرديد . در خصوص اتمام عمل بنّايى ، خداوند شاهد است اين بنده از سركار بيش‌تر عجله دارد . اين اوقات به‌طورى عموم ناس مشغول ساخت عمارات و تعميرات خرابىهاى حاصله از زمستان و كثرت بارندگىهاى فوق العادهء گذشته مىباشند كه عقل حيران است . گذشته از آن به موجب امر كسب و تدوين و جريان مصداق در مرتبهء تكوين حقّ حقيقى اراده فرموده است كه اين ارض را به تمام حال تغيير و تبديل دارد [ و ] از مقام ادنى به درايج اعلا وارد نمايد . زمينى است مقابل حسن‌آباد مرحوم مستوفى الممالك . جمعى از دوستان از قبيل حكيم و آقاى آقا سيّد ابو تراب و جناب آقا ميرزا اسد اللّه منشى اصفهانى و غيره و غيره هريك هزار ذرع و دو هزار ذرع زمين به تازگى خريده‌اند و اراده دارند عمارت بنا نمايند . بنّا خيلى كم يافت مىشود . مدّتى بود يك بنّا بيش‌تر سرزمين نبوده است . روز گذشته به شهر بودم ، دو بنّا گذاردم تمام دو روزه زمين ديوار كشيده شد . غير از سمت فوق زمين ارمنى كه به قدر يك ذرع از زمين بالا آمده ، بقيّه را هم عجله كردم همين چند روزه به اتمام برسانند . مرقوم فرموده بوديد مشهدى حاجى آقا را سركار بگذارم كه بدهى او از بابت مواجبش محسوب شود . اوّل از آن‌كه مشار اليه ناخوش است . ثانى از آن در صورت برقرارى ، اگر به طرز يوميّه مواجب نگيرد ، نمىگذارد اين بنده آب خوش از گلويم پايين برود . در اين اواخر دو تومان به اسم خشت با اصرار و ابرام فوق النّهايه گرفت ،