هشتصد تومان مىگويد . خود معزى اليه استطاعت توجّه و نگاهدارى آنجا را ندارد . سالى پنجاه شصت تومان از حاصل ملك و باغ انگور آنجا عايد مىشود . آن را هم به خرج آبادى آنجا برده است . زارع آنجا سوهانكى است . در بهار بهواسطهء صفا و هواى آنجا و وقت زراعت ، در آنجا مىآيند ساكن مىشود . ساخت تعريفى هم ندارد . قابل ساخت عمارت خوب ، چه براى ارباب چه به جهت رعيّت دارد . دو نفر از خوانين قلهكى را با يك مقنّى قرار دادم چهار روز ديگر آنجا رفته ، خوب ملاحظه و دقّت كنند . بعد از آن هم روزى خودم به آنجا رفته ، معاينه نمايم كه اگر در تمام جهات بىعيب و قابل است ، قيمت آن را قطع و فصل نمايم .
ديگر اينكه قطعه زمينى كه سابقا عرض كرده بودم ، نزديك باغ حضرت امين السّلطان است قبالهء آن نوشته شده است . هنوز وجه آن را ندادهام . در سابق ذرعى سى و پنج شاهى قطع و فصل شده بود . بعد از آن نكول كردم و پس از گفتوگوهاى زياد ، چهار شاهى در هر ذرعى كم كردم ، لكن واسطه تعارف خود را مىخواهد . فرّاش دفترهاى سفارت يك قطعه از زيردست اين زمين خريدهاند ، از قرار ذرعى سى و پنج شاهى و حال اينكه به اين مرغوبى نيست . تعارف واسطه را هم دادهام . دو طرف اين زمين به خيابان فوقانى سفارت و خيابان جديد مقابل ضلع يمين باغ حضرت امين السّلطان است و از تمام قطعات زمينهاى آنجاها مرغوبتر است . حال هم باز دنبال دارم بلكه بتوانم يك چيزى از قيمت كسر كنم كه تعارف واسطه ، كه معمار ميرزا عيسى وزير است ، از اين راه بيرون آيد و عمل بهكلّى قطع شود .
براتى كه بابت ماهوت عالىجاه نورچشمى ميرزا عبد اللّه فرستاده بودند ، و اصل آمد . من كه از او پول ماهوت را نخواسته بودم ، به چه ملاحظه فرستاد ؟ مىخواستم كاغذى به مشار اليه بنويسم ، حالا وقت ندارم . نزديك به مغرب است . خيلى از او معذرت مىخواهم . ان شاء اللّه هفتهء بعد .
اهل خانه را سلام و دعا مىرسانم . نور چشم عزيز مهربان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . عريضهاى كه والدهء بندهزاده حسين خدمت محترمه والدهء ميرزا حسن خان معروض داشته ، اينك لفّا ايفاد شد . زياده [ از ] حدّ جسارت داد .
فى 7 جمادىالاوّل 1307 .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٢٣٧