شصت و شش
قربانت شوم ! با وجود نقاهت سختى كه چند روز است حاصل شده است ، لزوما تصديع افزا مىشود كه زيد الاشراف آقا محمّد صادق ، پسر مرحوم حاجى محمّد على تاجر كاشانى ، كه سابقا سركار عالى در گفتوگوى حاصله فى ما بين مشار اليه و عالى جناب آقا سيّد نصر اللّه بزّاز مؤيّد و مساعد اجراى مقاصد او بودهايد ، در لاحق حكومت حاليه بر حقّانيت طرف مقابل حكم داده است و املاكى كه موضوع گفتوگو بوده ، به تصرّف طرف مقابل دادهاند . اين اوقات مشار اليه به تظلّم و دادخواهى به تهران آمده ، احكامى مبنى بر احقاق حقّانيت خود به عنوان سركار عالى صادر و چون از منسوبان يكى از دوستان صديق مخلص است ، خواهش نموده است ، سفارشنامه هم اين مخلص براى اجراى منظورات حقّه و احقاق حقوق مشار اليه نگاشته ، ضمنا مستدعى شود كه در ترفيه حال او بذل مرحمت فرماييد . و در آتيه نيز از نتايج توجّهات ساعه و مذاكرات با حكومت ، مخلص را قرين استحضار نماييد . حال محترما خواهشمند است در مراتب معروضه توجّهء كامل مرحمت فرموده ، مخلص را قرين استحضار فرماييد . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .
فى 26 ذى الحجّة الحرام 1306 .
امين الحاج حاجى ميرزا حسن منشى سفارت انگليس .