تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
بعد از اجراى صيغه در دادن تنخواه كاغذ را داده و يك‌صد تومان را كسر بگذارم . در باب سركار شيخ مرتضى چند دفعه ايشان را در مجالس ممتاز ، كه جاى سركار واقعا خالى و نمايان بوده است ، به عينه عوالم محبّت ملاقات كرده ، انجام كار را بر عهده گرفته‌اند كه حال گمان مىكنم مقصود حاصل شده است . يك‌صد بطرى دوا را هم سركار آقا ميرزا شيخ على به ايشان تسليم كردند و مىبايد قيمت آن را به سركار معزى اليه تسليم كنيم . دواى مزبور بسيار مطبوع و ممتاز است . قبل از اين مطلب خود سركار شيخ خواسته بودند به‌طور ابتياع از قرار بطرى سى شاهى از سركار معزى اليه بخرند ، لكن من بطرىاى يك قران بيش‌تر حساب نخواهم كرد . ديگر هرچه سركار دستورالعمل دهيد ، معمول مىدارد . كاغذى كه سابقا خواسته بوديد ، مصحوب غلام فرستادم . اهل خانه ان شاء اللّه همگى سالمند . نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد . فى 11 جمادى الاوّل 1306 . صورت برواتى كه تا به حال به حوالهء مخلص فرستاده ، از روى تاريخ و وعده به جهت مخلص بفرستيد كه در وعده ، شبههء حاصل شده رفع شود .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 170 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) / ميرزا حسين خان مبصر السلطنه