سى و پنج
قربانت شوم ! تعليقهء شريف مورّخهء 18 محرّم شرف وصول ارزانى داشت . بارى مرقوم فرموده بوديد دو هفته است عريضهء مخلص نرسيده است و حال آنكه هفتهء گذشته را به عرض عريضه و ارسال آن اقدام نموده ، پاكتى هم به عنوان عالىجاه نور چشم عزيزم ، ميرزا عبد اللّه در جوف گذاردهام . خيلى تعجّب است كه تاكنون نرسيده است .
مرقوم فرموده بوديد هشتصد تومان نزد آقا عبد الحسين فرستادهايد ، مخلص مراقبت دارد كه هروقت محلّ خوبى پيدا شود ، به كار برده شود يا اگر مستقل بضاعتى پيدا شود ، ابتياع نمايد . چند روز است به شهر آمدهام و در جستوجوى خانه هستم . دو دست حياط امروز نزديك خانهء حضرت و الا ظلّ السّلطان پيدا كردم ، اراده دارم اجاره كنم . دايى با كسانش طورى مخلص را رنجاندند كه در خانهء او سهل كه در آن محلّه نخواهم نشست .
در باب ارگ به توسّط ميرزا تقى خان بلور ، جايى سراغ كرده است و ان شاء اللّه ارگ خوبى ابتياع خواهد شد .
در باب بانك انگليس ، صورت اعلانى حاضر است . سواد آن را هفتهء بعد ارسال مىدارم كه كاملا مستحضر باشيد .
بندهزاده حسين به عرض ذاكر است . نور چشم بهتر از جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . زياده [ از ] حدّ تصديع نمىدهد .
24 محرّم 1306 .