تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
مشير الملك ، در هنگام مراجعت شاه از فرنگ ، در تمام خاك روسيه تا آسترا خدمت شاه را به خوبى نموده است . در آسترا ، در عشر سوم جمادى الثانيه ، شاه سنجاق الماس دستمال گردن خود را برداشته و به دست خود به مشير الملك داد . آن‌گاه او را مرخص كرده به سفارت پطرزبورغ معاودت نمود . سال گذشته ، اسماعيل خان ايلخانى هزاره كه از سرحدات خراسان است كه مرد مسنى مىباشد و مبالغى در سال از دولت ايران بهره مىبرد و قريب هزار نفر سوار در تحت [ رياست ] او بود ، با دولت ايران نمك‌به‌حرامى كرد و به افغانستان نزد امير يعقوب خان حاكم افغان و هرات رفت و او را ترغيب نمود كه لشكر به اطراف خراسان كشد . يعقوب خان نپذيرفت و او راكت بسته به سرحد خراسان نااميد فرستاد . در چهار ساعت به غروب مانده روز جمعه بيست و يكم رجب المرجب ، شاه از فرنگ از سمت قزوين وارد باغ شاه شد . اين باغ از بناهاى ناصر الدين شاه مرحوم است و در نزديك دروازهء امامزاده حسن عليه السّلام طهران واقع است ، در حالتىكه وزرا و امرا و تمام اجزاى ادارات دولتى و وزراى مختار با لباس رسمى در آن باغ حضور داشتند و باغ را زينت كرده بودند و نيز از آن‌جا تا دم حياط اندرونى شاه را به چراغها و پرده‌ها و بيرقها آيين بسته بودند . تقريبا قريب نيم فرسخ مىشد و بيشتر اهالى طهران در اطراف خيابان و بامها براى ديدن شاه جاى داشتند . خيلى وضع باشكوهى بود . گفتند براى ناصر الدين شاه هم اين ترتيب روى نداد . زنهاى فرنگى گلها به روى كالسكهء اتومبيل شاه ريختند و هورا كشيدند و قشون همه از دروازه تا درب سراى سلطنتى دو صفه با لباس سلام ايستاده بودند و نغمات موزيك هم در كار بود . حوضها از شربت ترتيب داده بودند . شاه فى الجمله درد دست داشت . گفتند در بادكوبه درد دستش سخت گرفت . اين درد از آن‌جا بود . شاه ناهار جمعه را در مهرآباد كه از باغهاى معتبر است « 1 » و تا شهر نيم فرسخ
هامش
( 1 ) . مهرآباد كه در آغاز حسين‌آباد خوانده مىشد از املاكى بود كه حاج ميرزا آقاسى آباد و به محمد شاه هبه كرده بود . نظام الدوله معير الممالك آن را خريد و قنات زد و باغ و قلعه ساخت و نظام‌آباد نام نهاد و وقتى كه