در عشر اول شوال ، حكومت مازندران را از معين الدوله قجر گرفتند و به ظهير الدوله وزير تشريفات كه در نزد عرفا ملقب به صفا على شاه است دادند .
در عشر اول [ شوال ] مىخواهند وزارت پست را از وزير همايون بگيرند و جزو عمل گمرك نمايند و بر مالياتش بيفزايند . مىگويند سردار افخم به عين الدوله پنج هزار تومان پيشكش به جهت رياست دو فوج داده است . رياست قنوات شاهى را كه با وزير دربار است ، به ميل او به مصدق الدوله دادند و اين قنوات خارج دروازهء طهران است و سى و دو رشته قنات است .
شاه قدرى علف چاى از هند خواسته و مىخواهد بدهد در جنگلهاى گيلان بكارند .
مىگويند در آنجا چاى عمل مىآيد و نيز مىگويند در آنجا چاى يافت مىشود ، همچنين درخت گنهگنه و ساير نباتات .
شيخ ابراهيم كه در ماه رمضان سبب اغتشاش محلهء يهود بود ، در اين مدت گرفتار دولت شده بود ، هرچه تفحص كردند او را نيافتند تا در شب ششم شوال شيخ مذكور پناه به خانهء اتابيك برد . اتابيك محض اينكه مبادا متهم شود ، به سپهسالار نوشت كه بشخصه آمد و شيخ را از آنجا كشيدند و در همان شب سوار در پى او كرده به طرف كلاتش بردند كه در آنجا حبس باشد . يك روز عضد الدوله پسر فتحعلى شاه كه پيرمرد است پيش شاه رفت و شاه را نصيحت كرد كه از من گذشته و چند روزى بيش نمىمانم . ليكن تو فكر كار خود را بكن . پادشاهان قاجاريه و اجداد تو به زحمت و مشقت سلطنت را به چنگ آوردهاند و از براى تو آماده كردهاند . اين ترتيباتى كه تو داده و [ اين ] كسانى كه تو دور خود جمع كردهاى عنقريب است كه سلطنت از دست تو بهدر شود .
در 29 رمضان ميرزا هداية اللّه خان كاشى ملقب به دوام الملك به مرض سكته در سرحد ماكو كه از طرف نظام السلطنه پيشكار آذربايجان براى وصول ماليات رفته بود درگذشت .
در عشر اول شوال ، عين الدوله وزارت خالصهء طهران را به ميرزا ابو القاسم خان حاجى مشير لشكر داد .
شاه در رفتن به اروپا و برگشتنش به اندازهاى به مردم آذربايجان و ساير ولايات
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 552
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٥٥٢