تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
نشده . مىگويند بعد از عيد غدير خواهد رفت . مردم مىگويند كه شاه در راه آذربايجان كه خواهد رفت تمام راه قحطى خواهد شد و الآن نرخ اجناس در تبريز رو به ازدياد نهاده است . حكيم الملك پس از آن‌كه وزير دربار شد از براى طبابت شاه ، دكتر خليل خان « 1 » را كه از نمرهء اول اطباى ايران است معين كرده كه در اين سفر فرنگ همه‌جا باشد . شاه در دوشنبه شانزدهم ذىحجه به جانب فرنگ روانه شد . وقتى كه شاه مىخواست به فرنگ برود ، قرار شد كه شعاع السلطنه پسرش جاى شاه در طهران بنشيند . شعاع السلطنه كه جوانى خودخواه و تربيت شده خود را مىداند « 2 » صورتى نوشت كه اين شروط در وى بود ، اگر پذيرفته شد قبول مىكنم و الّا قبول نمىنمايم . اول آن‌كه بايد عزل و نصب حكام و وزرا به عهدهء من باشد . دوم آن‌كه سلام بنشينم . سوم آن‌كه اختيار تام در دست من باشد . پس از آن‌كه صورت را پيش شاه بردند ، شاه گفت به صدراعظم ارائه شود . پس از آن‌كه صدراعظم ديد گفت اختيار با شاه است . ليكن به اين نحو كار از پيش وزرا نخواهد رفت . شاه به شعاع السلطنه گفت فقط تو بايد هفته‌اى سه روز كه وزرا در دربار حاضر مىشوند تو در آن مجلس حضور پيدا كنى . هر مطلبى را كه وزرا تصديق و مهر كردند تو امضا نمايى . شاه قرار داده است كه نوكر دولت « 3 » - تا خودش در فرنگ است - از طهران به‌جاى ديگر نروند . فقط منتها سيرشان تا قريهء حضرت عبد العظيم عليه السّلام و شميران باشد . در عشر دوم ذى حجه ، اختيار نظم بيرون دروازه‌هاى طهران را به رئيس قزاق روسى دادند . روز عيد غدير ، وزرا و اهالى نظام به ديدن شعاع السلطنه به لباس نيم‌رسمى رفتند و او فراموش كرد كه به آنها تبريك عيد بگويد و ايستاده با آنها حرف زد . پيش او كسى قليان نكشيد مگر مشير الدوله . « 4 » دولت انگليس صاحب سيصد و پنجاه ميليون بشر مىباشد . در رجب المرجب ، عبد اللّه تعايشى بيست هزار نفر لشكر تهيه كرده براى فتح ام درمان
هامش
( 1 ) . دكتر خليل خان ثقفى اعلم الدوله ( 2 ) . يعنى خودخواه است و خود را تربيت شده مىداند . ( 3 ) . يعنى مستخدمين و كارمندان دولت ( 4 ) . ميرزا نصر اللّه خان ، يعنى پيرنيا .