قناتش بخرد و وقف كرده مجانا به طهران آورده به مردم بدهد . « 1 »
در ذى قعده ، تركمنهاى رعيت ايران كه در [ استرآباد ] منزل دارند به نواحى شهر حمله برده قريب پنجاه هزار رأس گوسفند را به يغما بردند . بهجهت سفر شاه ، دواب در طهران كم شده و نرخ اجناس زياد گشته مثلا نفط در طهران چاركى يك شاهى شده .
در عشر سوم ذى حجه ، على خان « 2 » والى كه سابق در بعضى از ولايات آذربايجان حكومت داشت و بسيار درست و عادل بود ، در طهران به مرض بواسير وفات كرد .
شاه يك نفر از مردم ايران را مسمى به ميرزا عبد الحسين كه در هندوستان تحصيل علم فلاحت و زراعت نموده بود ، خصوصا در فن زراعت چاى و ادويه ، به طهران طلبيد .
در عشر سوم ذى حجه به طهران آمد با مبالغى تخم چاى و ادويه و خيال دارد كه در بعضى نقاط شروع به زراعت آنها بنمايد .
ميرزا حسن خان شوكت منشى سفارت عثمانى « 3 » در طهران چندى قبل به شاه عرض كرد كه من از سهام السلطنه امير تومان سيزده هزار تومان طلب دارم . شاه به توسط وزارت خارجه مأمور از براى وصول پول او به كاشان فرستاد . سهام السلطنه مأمور را چوب زد و طلب شوكت را نداد . دولت ايران به تلافى درنيامد . لهذا شوكت به دولت عثمانى عارض شد . جواب را به شاه ايران نوشتند ، اگر سهام السلطنه نوكر ايران است چرا بايد اعتنا به حكم دولت نكند و طلب مردم را ندهد . پول شوكت را البته از او بگيرد و الّا به خود ما گذاريد از او بگيريم . شاه در ماه ذى حجه دستخط نوشت كه سهام السلطنه از تمام شئونات دولت از امتياز و لقب و مواجب معزول است و دستخطى هم به ظل السلطان
هامش
( 1 ) . يعنى وجيه اللّه ميرزا سپهسالار پسر سلطان احمد ميرزاى عضد الدوله و برادر عين الدوله ، او كه در جوانى خوشنام نبود و در سمتهاى دولتى نيز جز سودجويى و مالاندوزى كارى نكرد ، در اواخر عمر يوسفآباد را خريد و قسمتى از آن را وقف كرد . همانجا كه اكنون بيمارستان ارتش است روبروى خيابان عباسآباد ( خيابان دكتر بهشتى ) .
( 2 ) . پسر قاسم خان والى ، شرح حال مختصرى از او در كتاب رجال عصر ناصرى از دوستعلى خان معير الممالك آمده است ( ص 179 ) .
( 3 ) . در باب ميرزا حسن خان شوكت كه اصلا شيرازى بود و فى الجمله قريحهء شعرگويى هم داشت رجوع كنيد به حديقة الشعراى ديوان بيگى به تصحيح و تكميل عبد الحسين نوايى ، انتشارات زرين ، تهران ج 2 ص 883 .