تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
يكصد و هفتاد هزار تومان فرع بايد داده شود و اصل آن هم چون هيچ‌يك از اين قروض شش ماهه وعده بيشتر ممكن نبود لازم بود داده شود . چهارم قروض ارباب حقوق ديوانى بود كه از چهار سال قبل تا به حال به تفاوت از هر سنه مبلغى باقى بود و در هذه السنه به قشون فقط يك جيره داده شده و به ساير برات‌دار سواى آنها كه به خرج ولايات منظور بوده ، هنوز دينارى نرسيده بود و از اينها گذشته مخارج لازمهء ديگر در آبادى مملكت و اصلاح امور قشونى و داخله و تصحيح جمع و خرج و تعمير استحكام سرحدات و ايجاد بعضى راههاى عراده‌رو و كوچك ما بين دهات بلوكات و وصل آنها به شهرها و ايجاد بعضى مواد حاصلخيز مثل تعمير سد اهواز يا امثال آنها و خيلى از اين قبيلها در منتها درجهء لزوم بودند . ولى به واسطهء بىپولى امكان نداشت . حل اين معما جز به يكى از دو صورت يا بايد بر دخل افزود ( يعنى بر ماليات افزود ) يا بايد از خرج كاست ( يعنى از حقوق و مرسومات ديوانى و وظايف و غيره كم كرد ) هيچ‌يك از اين دو ، خاصه با اين گرانى و نيامدن حاصل ، در اين سالهاى آخرى و خرابى رعيت و تمامى نوكر « 1 » حاصلى نداشت . و عاجلا هم فايده نمىبخشيد و خاطر رأفت و مرحمت مظاهر اعلىحضرت اقدس همايون ظل اللهى تصديق و تصويب نفرمود و اصلاح اين امر و حل اين مشكل را ضمير الهام‌پذير همايونى از راه ديگرى اراده فرمود . ادارهء گمركات دولتى كه سالها بود مغشوش و غيرمنظم گرديده و محلى كه آن‌قدر وجوه دولتى بود تمام به عنوان و بقاياى محلى سوخت و لا وصول مستأجرين و مباشرين خرج تراشى و غيره تبديل يافته بود ، مقرر فرمودند ترتيبى صحيح و دفترى منظم و مرتب به‌طور امانى اداره شود و از ابتداى هذه السنه به امر قدر قدر همايونى ، مأمورين قابل و امين و به اعلم با مواجبى شايسته از دولت بلژيك استخدام نموده اين كار را به‌طور اداره مرتب ساختند . چنان‌كه در همين سال اول ، فقط از نظم عمل و حسن اداره مبلغى معتدّ به بر آن افزود و تمام برات‌بازى و كاغذسازى آن به پول نقد مبدل گرديد . بعد از اين امتحان و اضافه كه حاصل شد ، صلاح دولت در آن شد كه مبلغى از براى اداى قروض دولت و اداى حقوق ديوانى عموم نوكر و غيره و نگاه داشتن ذخيره براى عدم احتياج به قرضهاى صدى دوازده و هيجده و شروع به كارهاى خير و فوايد عامه كافى شود ، به شروطى سهل و صحيح ، استقراض شود و اصل و فرع آن
هامش
( 1 ) . يعنى كارمندان دستگاه دولت
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 488 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى