تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
چون انگليس از جنگ با ترانسوال در خوف و رجاست ، جزيرهء سامواى را كه متنازع فيهما بود به آلمان واگذار كرده كه مبادا در مسألهء افريقاى جنوبى مداخله نمايد . اين اوقات به اهتمام آقا شيخ محمد حسن نجفى ملقب به شيخ العراقين قلعهء تبرك ( تبره ) اصفهان كه سالها خراب بود ، به واسطهء فتنهء مغول ، آباد و محل سكناى زراع شده و نيز به همت آقا نجفى ، صحراى مورچه‌خور اصفهان رو به آبادى نهاده باغات و زراعت پيدا كرده است . در عشر اول شوال ، عمل استقراض ايران با بلژيك گذشت بدين طريق كه بيست و چهار كرور ايران قرض كرده ، ده كرور نقره بلژيك حمل به ايران مىكند و ما بقى تدريجا و به حوالهء بانك مىپردازد . ايران قروض داخله و خارجه‌اش روهم قريب نه كرور است . از اين پول مىدهند و ما بقى را در خزانه ضبط مىنمايند ، تا شاه از فرنگ بيايد و قرارى بدهد . و بانك كارهاى مفيد احداث نمايد . صدراعظم مىگفت چون قرض ايران منفعتش صد هشت و بالاتر بود صرفه در اين شد كه قرض از بلژيك نماييم به صد پنج نفع ، پس در قرض ضررى نيست و قرار دادند كه هفتاد و پنج ساله بپردازند ، از محل گمركات سالى يك كرور و صد و شصت هزار تومان فرع و اصل تا تمام شود . اگر يك سال نپرداختند ، دولت بلژيك حق دارد يك نفر مميز بفرستد و به گمركات رسيدگى نمايد و اول حق خود را بردارد و بعد زيادى را به دولت ايران بدهد . بعضى مىگويند كه در باطن اين قرض را از دولت روس كرده‌اند و در صد پنج فايدهء عمده صدراعظم برده و الا رسم نيست در هيچ مملكتى و در قرض كردن چون به كرور رسيد از صد دو و نيم يا سه بگذرد . بعضى مآل‌انديشان گويند صدراعظم در ظاهر خدمت بزرگى به ايران كرده و تمام نوكر باب چون از دولت طلب‌كار است به قرض راضى است . اما در باطن ايران را به باد داده . زيرا كه دولتى كه نه كرور را از عهده برنيايد البته از عهدهء بيست و چهار كرور برنخواهد آمد به‌علاوه در هفتاد و پنج سال ، هفتاد و پنج كرور تنزيل از ايران به بلژيك خواهد رفت و در عوض هيچ نخواهد آمد و هم شاه ما بقى اين نه كرور را به نوكرهاى تبريزى خود خواهد بخشيد و هيچ‌چيز جز قرض براى دولت نخواهد ماند و نيز دولت بلژيك شرط كرده كه بعد از اين ايران اگر بخواهد قرض نمايد بايد فقط از دولت بلژيك
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 483 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى