تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
اگر به اين شكل بماند احتمال بلواى عظيم مىرود . نكته اين است كه گندم طهران امسال كم است و آنچه هم به دست بيايد ملاكين مىبرند و ما بقى را به انبار دولت ذخيره مىنمايند . گفتند صدراعظم از لار به جهت نظم خبازى به طهران مراجعت خواهد كرد . خداوند حفظ كند رعيت و نوكر از دولت دل پرى دارد . منتظر فرصت است . شب نهم ربيع الاول موشكى به چادر روضه‌خوانى خانهء اولاد حسين خان معظم الملك قجر قزل اياغ افتاد و تمامش بسوخت . مخارج روضه‌خوانى به حسب وصيت پدر به دست پسر بزرگش احمد خان معظم الملك بود . چون احمد خان در مال وقف خيانت كرد ، دو برادر كوچكش به حكم مجتهد ، وقف را از دست احمد خان منتزع نمودند لهذا گفتند محض دشمنى احمد خان در شب چادر را آتش زد و اين خبر نزديك به صدق است . زيرا كه احمد خان بسيار مرد بدنفس پول‌دوستى است و از اين كارها مضايقه ندارد . هواى طهران در تابستان امسال خيلى گرم است . در اواخر ماه اول تابستان گرما به سى و پنج در سايه رسيد . در ششم ربيع الاول يك جبهء شمسه مرصع از درجهء اول ، شاه به ميرزا زين العابدين خان مؤتمن الأطبا كاشى داد . هيچ سالى طهران به اين خرابى و بىنظمى نبود : يك‌جا آب ندارند . يك‌جا نان ندارند و دزد فراوان شده يك دسته از دزدان متحد هستند و به خانهء مردم بىباكانه مىروند چنان‌كه در عشر اول ربيع الاول به خانهء شهاب الملك پسر آصف الدوله رفتند و شهاب الملك را زخم زدند و فرار كردند و تا حال كه به چنگ نيامده‌اند . در دوازدهم ربيع الاول عمل نان خيلى در طهران مغشوش مىباشد . خود نانواها مىگويند امسال مردم از بىنانى يكديگر را خواهند خورد . جمعى به جهت گرفتن نان از مشترى و خباز زخمى و تلف شدند . در اواخر سال 1316 ، در تبريز مدرسه‌اى به نام تربيت جمعى افتتاح كردند به سبك مدارس مليهء ايران . حاجى سيد محمد واعظ يزدى هر روز بالاى منبر رفته مردم را اغوا كرد كه مدرسه موقوف شود و گفت السنهء خارجه فراگرفتنش حرام است و بارها به
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 408 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى