در بيست و دوم صفر شاه نوبهء سختى كرد كه در رختخواب خوابيد .
از آنجا كه حكام يزد و كرمان هميشه به پارسيان آن دو شهر تعدى مىكردند و فوق العاده از آنها ماليات مىگرفتند ، شاه ، در محرم 1317 ، فرمانى به پارسيان اين دو شهر داد كه حكام با پارسيان مانند ساير مسلمانان در ماليات و غيره رفتار نمايند و احدى به آنها حق تعدى ندارد .
در عشر سوم صفر ، ميرزا محمد على خان قوام الدوله تمام آب محلهء دروازه قزوين معروف به آب نجفآباد وقفى امين الملك را از مردم محل ممنوع داشته بود و به عمارت و باغ خود جارى ساخته بود ، لهذا مردم محله شوريدند و به خانهء او ريختند تمام در و پنجره و چراغش را شكستند و مالش را به يغما بردند . به اين واسطه مبالغى متضرر شد .
در عشر سوم صفر ايلات ورامين از دست ناصر السلطنه وزير خالصه متشكى هستند و به زاويهء مقدسهء حضرت عبد العظيم پناه آوردهاند .
شاه در صفر به امين الدوله به مصر تلگراف زد كه هواى مصر گرم است و به تو نمىسازد . لهذا به ده خود كه در گيلان است بيا و امين الدوله به آنجا آمد .
چون مناصب و القاب در ايران زياد شده بود و همه را در روزنامهء دولتى مىنوشتند ، لهذا در صفر ، شاه به اعتماد السلطنه قدغن كرد كه بىابلاغ حكيم الملك يا مقتدر السلطنه ، بعد از اين ، شئونات دولتى مردم را كه داده مىشود در روزنامه منويس . « 1 »
گويند عين الدوله حاكم بروجرد و عربستان صد نفر قزاق به بروجرد فرستاد . در بين راه ، آنها دچار لرها شدند . جمعى از قزاقها را بكشتند و ما بقى را فرارى دادند .
در غرهء ربيع الاول از طرف وزارت خارجه ، رياست تمام تذكرهء خراسان را از مشاور الممالك گرفتند .
مشير الوزاره رئيس پست خراسان مبالغى اضافه كردهاند به او مقاطعه دادند .
در سلخ صفر ، شاه به پدرم لسان الملك ملك المورخين « 2 » يك حلقه انگشترى الماس
هامش
( 1 ) . متن : ننويس .
( 2 ) . يعنى ميرزا هدايت الله پسر بزرگتر محمد تقى سپهر و برادر بزرگتر عباسقلى خان سپهر و پدر عبد الحسين خان لسان السلطنه پسر ميرزا هداية الله .