تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
حضور بيايند و عيدى بگيرند و هر نفرى تقريبا صد و پنجاه يا صد شاهى سفيد مىگرفتند . مخارج شوسه « 1 » راه انزلى به طهران كه كمپانى « 2 » كشيده است به چهار كرور تومان رسيد . حال راه را سالى صد و پنجاه هزار تومان از او اجاره مىكنند نمىدهد . دولت روس از اول تنگوزئيل قدغن كرد كه در خاك روس نقرهء ايران وارد ننمايند زيرا كه در خاك خودشان نقره فراوان است ، فقط عوض متاع زر يا خشك‌بار و برنج و پشم و پنبه بگيرند . اگر اين امتناع يك مدتى طول بكشد به كلى طلاى ايران تمام مىشود و متاع روسيه گران خواهد شد . يك نفر از اهالى آلمان كه در جنگل‌شناسى بصيرتى دارد ، ماهى صد و پنجاه تومان از دولت ايران مىگيرد و داوطلب آن است كه جاجرود كه در حوالى طهران است مانند مازندران كوه‌ها و تپه‌هايش را از درخت جنگل خواهد كرد . لهذا ، در خود جاجرود زمينى را كه دورش پانصد ذرع است تخم جنگل ساخته در ماه ذى قعده 1316 كه در موقعش درآورده در جبال و تپه‌هاى جاجرود بنشاند . اگر اين كار سربگيرد ، قيمت زغال و هيزم طهران ارزان خواهد شد . ليكن مشكل است زيرا كه كوه‌هاى جاجرود غير مرطوب و بىآب است در كف رودخانه‌اش ممكن است . در عشر اول ذى قعده حكومت كاشان را از جانب شاهزاده موثق الدوله ناظر به ميرزا ابو القاسم مستوفى حساب كاشان پسر مرحوم ميرزا اسد الله خان مستوفى ابن قوام الدوله دادند . از آن‌جا كه حكومات ايران فروشى مىباشد ، ناظر پنج هزار تومان از ميرزا ابو القاسم گرفت . مشار اليه حساب كاشان را به پسر خودش داد . سهام السلطنه عرب كه رحمت الله خان غفارى را كه از طرف دولت مأمور به سپردن املاك او شده بود كتك زد ، به ظل السلطان حاكم اصفهان تلگراف زده بودند كه سهام السلطنه را مغولا به طهران بفرستد . « 3 »
هامش
( 1 ) . متن : شسه . اصل كلمه فرانسوى است به صورتChaussee( 2 ) . در متن سفيد مانده . ( 3 ) . مصطفى قلى خان عرب عامرى سهام السلطنه از امراى اردستان بود و زمانى هم حكومت يزد و كاشان