انگليس و فرانسه سر ماداگاسكار اختلاف است .
جهد انگليس در اين است كه ادارهء سودان را از مصر مجزى نمايند . وزراى مصر صحه گذاشتهاند . خديو هنوز صحه نگذاشته در عشر دوم شوال المكرم ، محاسبهء اطباى دار الخلافه را به ميرزا محمد حسين وقايعنگار مستوفى اول پسر مرحوم وقايعنگار قجر مروى « 1 » دادند .
راهآهن از شميران به طهران را ، پس از آنكه امتيازش را به كمپانى آلمانى دادند ، تا ماه اگوست آينده آنها را مهلت دادند كه اگر ، اقدام به كشيدن كردند فبها و الا اجازه و امتيازش با روسها خواهد بود .
به حدى دولت ايران و مأمورينش بىمرتبه شدهاند كه اگر مأمور به هريك از نقاط ايران بفرستند ، بىاجراى مأموريت ، كتك خورده عود مىكنند . از آن جمله در رمضان المبارك ، رحمت الله خان غفارى كاشانى پيشخدمت همايونى پسر مصدق الدوله را شاه براى وصول طلب ميرزا حسن خان شوكت نايب سفارت روم از سهام السلطنه عرب آرونى ( آرانى ) با دو قزاق سفارت به كاشان فرستاد . پس از آنكه به خانهء او رفتند و ادعاى طلب كردند ، سهام السلطنه در خانهء خود را از تو بست و هر سه آنها را به قدر كفاف چوب زد . عجب در اين است كه چون رحمت الله خان مطالب را به صدراعظم تلگراف زد ، عوض آنكه مجازات سهام السلطنه را بدهد ، رحمت الله خان را به طهران طلب كرد كه تو از عمل مأموريت برنمىآيى .
در عشر سوم شوال المكرم ، سعد السلطنه « 2 » امير تومان كه از طرف شعاع السلطنه حاكم گيلان بود معزول شد .
از قرار معلوم يك نفر از اروپايىها بر آن سر است كه جاجرود كه در چهار فرسخ و
هامش
( 1 ) . يعنى ميرزا صادق وقايعنگار مروزى كه همراه حاجى محمد حسين خان مروى ، پس از فرار از دست اوزبكان به ايران آمد و پيش حاجى سليمان خان صباحى بيدگلى شاعرى آموخت و كتابى هم نوشت به نام جهانآرا و كتابى ديگر به نام زينة المدايح ( ر ك حديقة الشعرا ذيل هما مروزى ، مجمع الرضى ، تاريخ عضدى و اثر آفرينان ج 6 ص 143 .
( 2 ) . ميرزا باقر خان سعد السلطنه كه سالها در قزوين حكومت داشت و بناى اولين مهمانخانه در قزوين از آثار اوست .