صدراعظم حركات الواط را پيشه كرده و در مجالس دربارى مزاح مىكند و صورت خود را مانند مسخرهها مىسازد خصوصا وقتى كه وزير همايون « 1 » در مجلسش حضور دارد . چون وى مسخرهء شاه است صدراعظم نيز محض خوشآمد شاه و پستفطرتى خود به حركات او مماثل مىشود . بيشتر حركات او به اوباش مىماند . شأن وزارت و صدارت را برده بىجهت نيست كه مردمان وطنپرست مىگويند خرابى ايران از وقت صدارت و وزارت اوست . در صدارت روش كارش اين بود كه در باغش « 2 » تا صبح مجلس داشت و بعضى از الواط پيشخدمتهاى شاه را در آن مجلس راه مىداد و تا صبح با آنها مسكر [ مى ] نوشيد و ساز [ مى ] شنيد و حركات وحشيانه [ مى ] نمود . حال اگرچه [ مى ] گويد من مسكر نمىخورم و مجلس شب را ترك كردهام . ليكن اين سخنش محض فريفتن شاه است و به حدى اين صدراعظم ، فرنگيان را در ايران تسلط داده كه مافوقش متصور نيست . هروقت يك نفر فرنگى پوسيده كه به منزلش مىآيد كه اگر وزراى ايران در آن مجلس باشند باكمال بىاحترامى آنها را بيرون مىنمايد و هر خواهش كه فرنگى مىنمايد مىپذيرد اگرچه بندر يا سرحد يا ازعاج يكى از وزراى ايران باشد . در عشر اول شوال المكرم در مجلس دربار ، خود بنده در مجلسش حضور داشت ، دربار حاوى بيشترى از وزراى ايران بود از جمله وزير جنگ و وزير ماليه و وزير لشكر كه ناگاه خبر آوردند كه شارژ دافر فرانسه خدمت شما مىآيد كه خبر فوت مسيو فليكس فور را بنمايد . بهمحض شنيدن اين خبر فرياد زد كه اى اهل مجلس برخيزيد و همى دست به هم زد و گفت كار حاجى ميرزا آقاسى صدراعظم سابق را خواهم نمود و كلاههاى شما را از ارسى بيرون خواهم انداخت . بيچاره اهل مجلس باكمال خفت برخاستند « 3 » و بيرون آمدند . خاك بر سر ايران كه وزراى ايران بايد براى يك شارژ دافر اين خفت بكشند .
ما بين .
هامش
( 1 ) . يعنى ميرزا مهدى خان كاشى كوچكترين پسر فرخ خان اين الدوله كه در زمان ناصر الدين شاه هم مسخرگى كرده و به نوشته اعتماد السلطنه گاه چشمان او را مىبستند و به حرمسراى بردند كه زنان شاه هم با ديدن مسخرگىها و شنيدن لطيفههاى وى تفريح كنند . وى بعدها به وزارت هم رسيد .
( 2 ) . غرض از باغش ظاهرا همان پارك اتابك است كه امروزه سفارت دولت روسيه در آن ساختمان و پارك قرار دارد . شايد هم باغ قيطريه منظور باشد .
( 3 ) . متن : برخواستند .