دادند كه بانك انگليس به آنها بدهد و بانك از دولت طلبكار شود . تمام قرض دولت ايران از آن روز شد و روزبهروز فرع برداشت . به مطلب گرائيم .
جناب ميرزا على خان امين الدوله صدراعظم در ماه ذى حجه 1315 ، خيال دارد دوباره ادارهء رژى را در ايران دائر نمايد و به همانطور به انگليسىها بدهد به شرط آنكه انگليسىها از سه كرور و چهارصد هزار تومان طلب خود چشم بپوشند و اين كار براى دولت ايران صرف بسيار داشت . زراعت تنباكو در ايران ترقى مىكرد و مردم بيكار در آن اداره مشغول كار مىشدند به شرط اينكه انحصار آنها فقط راجع به توتون و تنباكو باشد .
صدراعظم در اجراى اين عمل سعىها كرد . افسوس كه پيشرفت نشد و آن قرض به ميليونها « 1 » رسيد .
تشريففرمايى به طهران و انتشار اعلان
در روز دوشنبه سوم ذى حجه 15 ، اعلىحضرت همايونى به شكارگاه كن تشريف برد و خيال داشت پنج شب در آنجا اقامت فرمايد . در روز چهارشنبه به عرض همايونى رسيد كه روز گذشته اعلانى به ديوار ارگ دولتى ديده شد از قول اهالى نظام كه ما اهالى نظام چند سال است كه دينارى جيره و مواجب نگرفتهايم ، يا ما را از نوكرى اخراج كن يا مواجب و مرسوم ما را بده و الا عنقريب به دكاكين و بازارها بتازيم و آنچه توانستيم غارت خواهيم كرد و صدراعظم كه باعث اين كار است به قتلش مىآوريم .
اعلىحضرت شهريارى ، توقف در كن را مصلحت نديد و در روز چهارشنبه به طهران مراجعت كرد .
حكومت طهران
در عشر دوم ذى حجه 15 ، حكومت طهران و مضافات به جناب نظام الملك مرحمت شد .
واقعهء بادكوبه
در عيد فطر سال هزار و سيصد و پانزده ، در شهر بادكوبه در حالتى كه امام جماعت
هامش
( 1 ) . متن : بملونها