و به طرف ارگ و ادارهء رژى حمله بردند و در ضمن مىخواستند به سفارتخانهها حمله ببرند و نيز به خانهء جناب امين السلطان وزير اعظم كه او را باعث ايجاد اين كار مىدانستند مىخواستند بريزند . چون پيشكاران دولت فى الجمله از خيالات مردم آگهى داشتند ، در ميدان توپخانه و اطراف ارگ دولتى قراولها گذاشتند و نيز درب سفارتخانهها چاتمهء سرباز زياد كرده بودند . بهعلاوه فرنگىها در سفارتخانهها مخفى شدند و در را محكم بستند .
عوام از طرف بازار ، داخل ارگ شده ، حمله به عمارت خورشيد نمودند و بعضى شيشههاى آنجا را شكستند و مىخواستند داخل شوند . ميرزا عيسى وزير دار الخلافه سوار اسب شده ، از طرف شاه شهيد مأمور شد كه به خانهء جناب ميرزا حسن آشتيانى مجتهد برود تا مردم را از اين شورش منع كند . مردم از هر طرف بامها به سر وزير زدند .
در اينوقت ، شاه با عملهء خلوت مسلح بودند و تفنگهاى پر در دامن داشتند . صداى همهمه و شورش شهر را فروگرفته بود و الواط و اوباش وقت را غنيمت شمردند باشد كه آنها را از اين نمد كلاهى باشد . وزير اعظم نيز در اين وقت در خدمت شاه بود بلكه تا چند روز بعد هم از آبدارخانه سلطنتى بيرون نرفت . پس از اين اعلىحضرت همايونى جناب عضد الملك را به نزد ميرزاى آشتيانى فرستاد و پيغامهاى سخت داد .
آقا بالا خان سردار افخم كه رياست قراولان شهر را داشت ، محض اطفاى نائرهء جدال اول به سربازان ترك حكم كرد كه به مردم شليك نمايند . قبول نكردند و گفتند : « ما به مسلمانان تير خالى نمىكنيم » . بعد به سربازهاى مخصوص كه از اهالى طهران بودند اين حكم را داد . فورا آنها اطاعت كرده ، مردم بلوايى را به باد تير گرفتند و در شليك اول قريب شصت نفر به هلاكت رسيد . ساير مردم متفرق شدند ، بهعلاوه نزديك غروب آفتاب بود . در آن روز ، جمعى از علما و طلاب در خانه حاجى ميرزا حسن آشتيانى فراهم بودند . گفتند اين تلگراف را حاجى ملك التجار جعل كرد .
بالجمله پس از آن انگليسىها دانستند كه اين كار پيشرفت ندارد و منوط به امر ملت است . بعد از گفتگوها صورت حساب مخارج و تقديمهاى خود را نوشته ، از خاكپاى مبارك گذرانيدند . بالغ بر سه كرور و چهارصد هزار تومان شد . ناچار قبول كردند و قرار
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص١٧٢