دربار جاى داشت . جمعى كه حضور داشتند وساطت كردند كه هوا سرد است و قوام دفتر پيرمرد . خوب است مقرر فرمائيد كه دست از وى بردارند و بيش از اينش نيازارند .
امين الدوله عمدا مىگفت وارسى كنيد كه كيست و چوب خوردنش از بهر چيست و دستبهدست همى كرد تا چوب زياد خورد . در آخر گفت يك نفر پيشخدمت برود پيش حاجب الدوله ، اگر وساطت مرا قبول مىكند ديگر چوبش نزند . پس از آن قوام دفتر را تحت الحفظ به اردبيل فرستادند . ليكن سياسيون را عقيده اين است كه صدارتش طول نكشد ، زيراكه علما به جهت آنكه مطالبشان را گوش نمىدهد و راه دخلشان را به يك اندازه مسدود كرده اسباب خرابى او را فراهم مىآورند . دوم اينكه به جهت قروض دولت ، خيال قطع مرسوم مردم را دارد . سوم ميلش به رواج قوانين فرنگ در ايران است .
القاب و درجات
در سال هزار و سيصد و چهارده ، اول سلطنت ، مؤلف به منصب پيشخدمتى همايونى نائل شدم و در ماه شعبان المعظم 14 به لقب لسان السلطنه ملقب و هم در آن سال برادرم عبد العلى خان سرتيپ اول توپخانه ملقب به مورخ السلطنه [ شد ] و [ به ] منصب پيشخدمتى حضور همايونى مفتخر آمد و عموزادهام ميرزا تقى خان ، پسر ميرزا عباسقلى خان سپهر وزير دار الشورى ، ملقب به كمال السلطنه و بعد از چندى به منصب پيشخدمتى سربلند گرديد .
ارسال شمشير از طرف عثمانى به حضور همايونى
در ماه رجب المرجب ، ناصر الملك كه از دربار دولت عليّهء عثمانى به دار الخلافهء طهران مراجعت كرده و به خاكپاى همايونى مشرف شد ، اعلىحضرت سلطان عبد الحميد خان پادشاه عثمانى به صحابت ناصر الملك يك قبضه شمشير گرانبها كه از شمشيرهاى مخصوص خود بود ، محض اظهار يكجهتى به رسم هديه به حضور مبارك شاهنشاه ايران فرستاد . اعلىحضرت همايونى تلگراف ذيل را به سلطان عثمانى زد :