الأصل طهرانى المسكن كه در اين مدت به ملت و دولت ايران نموده ، به عرض خاكپاى همايونى رسيد . از جمله آنكه حاجى مذكور نخست مرد فقير گيوهفروشى بود كه به روزى دو قران عايدى قناعت داشت . رفتهرفته سرمايهاى بههم زد و از آن كار دست كشيده به تجارت پرداخت و از بركت اين دولت روزافزون روزبهروز كارش بالا گرفت ، لكن سرمايهء حلال خود را به خيانتى كه به ملت و دولت ايران كرد مشوب ساخت .
اول كارى كه كرد امتعه و اجناس خارجه را در ايران رواج داد . تا آنوقت مردم ايران به اجناس خارجه احتياج نداشتند ، اگر هم ، جنسى وارد مىشد محل اعتنا نبود . حاجى محض دخل خود رواج بازار زرى و مخمل و اطلس و يراق و غيره را در ايران دائر كرد به اين واسطه ابتداى احتياج داخله به خارجه شد . بعد از چند سال كار تجارت را به جايى رسانيد كه از دهن خود حاجى شنيدم كه مىگفت : « واى به مملكتى كه وارداتش بيشتر از خارجات آن باشد » و امروزه آنچه از خارج مال التجاره به ايران وارد مىشود ، بيست كرور تومان اضافه مىباشد بر آنچه از ايران اجناس به خارجه مىرود ، به اين كار هم قناعت نكرد . زرى و يراق و گلابتان كه در اول سلطنت شاه شهيد به ايران مىآمد ، تمام اصل و نقره بود . اگر پول به خارجه براى خريدارى آنها مىرفت در عوض به جزئى نقصانى نقره وارد مىشد ، چنانكه يك مثقال يراق و گلابتان را به قران مىخريدند ، پس از آنكه كهنه مىشد نقره آن را نهصد دينار مىفروختند . حاجى در سال بيست و پنجم سلطنت شاه شهيد به كارخانجات روسيه دستور العمل داد كه زرى و نقره و گلابتانى كه وارد ايران مىشود مادهاش از مس باشد . قريب سى سال اين اجناس را به اين ترتيب وارد ايران كرد و مردم به قيمت اصل خريدارى كردند ، چنانكه يك ذرع زرى را كه يك قران مس داشت ذرعى چهار تومان مىفروخت و همان زرى را امروزه در بازار طهران به دو ريال مىفروشند . خداى من بهتر شاهد است كه ابتداى نكبت و قرض ايران از آن روز شد . يكباره تجارت و سرمايهء مملكت ايران به هم پاشيد .
بعد از آن پيشكاران دولت را فريب داده ، معدن فيروزهء خراسان را براى برادرش به جزئى وجهى اجاره كرد و سالى كرورها از آن ممر فايده برد . چنانكه خبر دارم كه شخصى از حاجى متدين مىخواست فيروزه بخرد ، او را به انبار فيروزهء خود برد . آن
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص١٠٧