تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
مذاكره مىفرمايند قرار ميدهند تلگرافى در جواب عرض نمايند ، اهالى انجمن و سايرين از مضمون جواب آقايان بددل ميشوند ، جمعى در تلگرافخانه بناى بدگوئى گذاشته آنچه لازمه هتاكى است و فضاحى مىكنند ، جناب حاجى مير هاشم نيز در مجلس بوده وقت بيرون آمدن او را با گلوله زده‌اند گلوله از رانش « 1 » خورده ، همان‌روز حضرت مجتهد با ساير علماء بانجمن اسلاميه ميروند و آنجا اجتماع مىشود . سايرين هم در ميدان مشق حاضر شده چادر زدند ، قشون ملى هم در حركت بود و جمعى نيز به باسمنج بحمايت دار الشورا رفته بودند ، بارى ماده غليظتر شد ، اشخاصى كه سوء قصد به آقا مير هاشم كرده‌اند سه نفر بوده‌اند ، يكى فرار كرده دو نفر گرفتار شده از جمله گرفتاران يكنفر سيد بوده كه ميگويند زير آوار مانده و تلف شده اللّه اعلم ، از قول ديگرى كه محبوس است از اقرارات و تقريرات نقل مىكنند كه محركين خود را مىشمارد و جمعى را اسم ميبرد . شب يكشنبه حوالى صبح در خانه حضرت مجتهد بومب مىاندازند ، روز شكسته‌هاى بومب را به دواتگرها مىبرند ، يكى مىگويد كار من است و بامر فلان‌شخص ساخته‌ام او را مىگيرند او هم مشهدى اسماعيل نامى است از اهالى شتربان كه وقتى مدير روزنامه انجمن بود او هم اسم اشخاصى را مىبرد كه با من همدستند ، يعنى امر كرده‌اند كه از جمله ثقة السلطنه و اجلال الملك است و غيره ، از جمله گرفتاران وقعه آقا مير هاشم نيز اين دو نفر با اشخاص ديگر در استنطاق گفته شده بارى ديروز ايالت « 2 » انجمن ايالتى را وادار كرد كه چادرها را از ميدان مشق برچيدند و فورا مردم متفرق شدند امروز هم قرار شد انجمن‌هاى ريزه بالتمام موقوف باشد . فعلا مشروطه در نهايت ضعف است ، بلكه اسم هم ميتوان گفت ندارد ، من
هامش
( 1 ) اينهم از تشخيصات بجاى شعور ملى است ( 2 ) مخبر السلطنه