فردا هم خودشان به ديدن تشريف خواهند برد .
گويا سركار ابو الفتح خان لايحهء ( نقل از روزنامه مساوات ) را فرستاده است اما بنده هم بعلتى فرستادم علت هم اين است كه اينها واجب كفائى نيست كه بفعل ديگرى از آن يكى ساقط شود ، بعبارت آخرى مقصود از آنها فقط اين نيست كه بحضرات عالى برسد و بخوانيد بلكه بعلاوه اين هم هست كه ما اظهار ارادت خودمان را نمائيم آن هم بفرستادن ديگرى نمىشود لا بد بايد خودم بجا آورم كه تقديم نمودم .
عدليه يواشيواش تشكيل مىشود جناب قاسم خان 187 امير تومان رئيس بلديه شدهاند حضرت مجد السلطنه حكمران قانون را جلو گذاشته عمل مينمايند و در رفتارش مثل رفتار حكام سابق نيست مثلا اين شخص با دو سه نفر بخارج ميرود مثلا به جاهائى كه خواه از قبيل علماء خواه اعيان باشد كه حكام سابق نمىرفتند اين حضرت حكمران تشريف مىبرند حاكم مشروطه است وضع شهر به حمد إله خوب است ، بلديه كه تشكيل شده كوچه را درست ميكنند از ديروز هم عمله گذاشتهاند كوچهها را هم شوسه مينمايند ، لا بد بعد از درست شدن از مردم پول براى تنظيف شهر و معبرها خواهند گرفت » . . در حاشيه نامه بالا به خط مرحوم ثقة الاسلام اضافه شده است كه : آقا يحيى كاغذى ، نوشته من نميتوانم بخوانم خدا بفرياد شما برسد ، هرچه ميگويم مشق نمايد تنبلى مىكند البته حالات را نوشته است ، از جهت پول از شما خجلت دارم كارهاى شخصى و عمومى بطورى مختل است كه علاج ندارد هميشه در فكر هستم ولى فكرم به جائى نمىرسد دستها بسته است . . .
نامه شماره 52 - غره جمادى الاول 1326
بعد از مطالب خانوادگى مينويسد :
تلگراف شما در خصوص اداء وجه برات يكصد تومان رسيد انشاء إله ميرسانم