تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ماقبل و مابعد مشروطه مىباشد ، يعنى شيوه نوى كه با وجود اختلاط با ابزار كهن نوعى از رنسانس را ارائه‌گر است . شاهد اين مدعا پرش آن مرحوم در مدت هفت سال از شيوهء اميرنظام‌پسند بشيوهء عموم‌فهم است ، در ترجمهء كتاب « بث الشكوى » اثر معروف « عتبى » مهارتى به كار مىبرد كه براى اميرنظام گروسى والى دانشمند آذربايجان اعجاب‌انگيز مىشود چنان كه در نامه ستايش‌آميزى به وى مينويسد « ترجمه چون لؤلؤ منثور و گلبرگ ممطور شما را ديدم ، بىتملق و نفاق و بىمبالغه و اغراق بايد بگويم :
رو كه برآمد ترا بكلك سخن‌گوى * آنچه على را به ذو الفقار برآمد »
اين شيوه مزين و مرصع و گاه متكلف در ذهن پرابداع او بطورى تغيير شكل يافته و ساده مىشود كه گوئى يك طهرانى الاصل در ميان خانوادهء خود حرف مىزند ! بموازات اين عمل وقتى دماغ دارد و دل ، و طرفى با پسند مشكل با شيوه قائمقام پيش مىآيد كه فصاحت را با بلاغت درهم مىآميزد و يا در لفظ و معنى تفنن‌هائى مىكند كه شيوهء نگارش معتمد الدوله فرهاد ميرزا را به ياد مىآورد . گاه با طبع شوخ و ظرافت‌پسندش جملاتى مىپروراند كه تركى و فارسى و عربى و فرانسه را مخلوط هم مىكند و خواننده را ميخنداند . اما ، هنر واقعى ثقة الاسلام در نامه‌هائى پديدار مىشود كه به برادرانش به عتبات و بدوستان خيلى خصوصى و صاحب‌دلش بشهرهاى ديگر مينويسد ، اصل نسخه‌هاى اين نامه‌ها نشان ميدهد كه وقتى قلم در دست مىگيرد ، عبارات و جملات يك‌دست و صاف و بىنشيب و فراز را مثل باران روى صفحات كاغذ ميريزد ، بىآنكه لفظى را قلم بزند يا عبارتى را اصلاح نمايد . در اين عدم اصلاح است كه بعضى از موصولات و برخى از علامات مفعولى نانوشته ميماند . عجب اينجا است كه در اين نامه‌هاى سيال بىتكلف به آتش‌افروزى هم ميپردازد ، خاصه وقتى كه ميخواهد از وطن‌پرستى و عقيده بآزادى و لزوم مشروطه سخن بگويد ، آن عبارات ساده را به اسلحهء ناريه تبديل مىكند يا بخواهد شخص صاحب‌مقام و تمكن را
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 170 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى