كردند و هكذا به خانه مجد الديوان كه پسر خواهر حاجى ظهير الممالك 106 است باز سواره قرهداغ ريخته هرچه بود غارت و خودش و حاجى ظهير الممالك را نزد سردار نصرت 107 بردند ، حاجى ميرزا محسن آقا توسط كرد قبول نكردند ، بالاخره آقا مير هاشم رفته مرخص كردند و مذكور شد كه مبلغى جريمه دادهاند ! 27 شيوع شد جمعى از قرهباغىها خاصه حاجى محمد پسر حاجى حسنبك كه رعيت روس و خودش دلال استيونس وكيل قونسول انگليس است ، اجتماع كرده خواستهاند صلحى نمايند ولى بعد از ظهر از ارك متصل توپ به سمت شتربان انداختند و متصل صداى توپ بود كه مىآمد و شنيده شد كه تلگرافى باسلاميه آمده و پشتگرمى « * » دادهاند .
28 جمادى الاخر 1326 امرى فوق العاده جز توپ انداختن از امرهقيز و ارك چيزى واقع نشد . از جمله توپ از ارك انداختند به خانه حاجى ميرزا رفيع خان كه سردار نصرت آنجا منزل دارد افتاد ولى به اندرون افتاد كه مسكون نبود و جز خرابى مختصر صدمه نزد .
29 ماه در مسجد مصباح الدوله كه در ششگلان است اجتماع براى مذاكره صلح بوده ، در اين اثناء جمعى از قفقازىها به سمت « قارى گورپى » آمده بناى شليك گذاشتند ، تفنگچيان قرهداغى كه در آن حوالى بود از طرفين گلولهبازى شد ، بالاخره توپى آورده از گوشه كوچه به سمت مغازهها خالى كردند و لغو بود ، چرا كه جائى را نمىگرفت ، بعد توپ را قدرى جلو بردند باز خالى كردند و خصم حضرات را اغفال كرد و سكوت نمود كه تا جرئت بكنند و توپ را جلو ببرند تا به جائى رسيد كه حاجب و حائلى نداشت يك دفعه شليك كردند و چند نفر تلف شد ، بعد توپ را عقب كشيده بردند و از خانهها سوراخ كرده از خانه به خانه به سمت نقطه اجتماع مهاجمين قفقاز نزديك شده شليك كردند و اجتماع ايشان متفرق شد و اين واقعه وقت عصر اتفاق افتاد .
بعد ريختند بمغازهها و آنچه بود تا يكساعت از شب رفته بغارت بردند حتى مغازه
هامش
( * ) يعنى از تهران