پوش كه فاصلهء فرو بردن سوزنها از بخيه قدرى بيشتر باشد ) 142
آخوند ، 39
آداب تعارف ، 69
آداب زيارت ، 131
آداب و رسوم رسميه ، 68
آدم ( : نوكر ، پيشخدمت ) 60
آذان ( : جمع اذن : گوشها ) 39
آرامگاه ، 109
آردل ( : فراشى كه مأمور فراخواندن و احضار سپاهيان يا متهمان است ) 83 ، 176 ، 178 ، 179 ، 192
آرميده ، 114
آسا ( : همانند ، مانند ، شبيه ) 94
آستان ( : درگاه ، آستانه ) ، 191
آستانبوس ، 203
آستان مروّت نشان ، 202
آستر استرخاء ، 114
آستين [ فشاندن ] ( : دست كشيدن از . . . ، ترك گفتن ) 191
آسيا ( - آسياب ) 146
آسيابان ، 146
آسياى محبّت ، 92
آشيانه طوبى ( : بهشت ، طوبى : درختى در بهشت ) 63
آغوش تمنّا ، 48 ، 62 ، 198
آفتابگردان ( : قطعهاى از پارچه ضخيم يا چرم كه آن را از لبه و اطراف چادر مىآويزند تا آفتاب به درون چادر نتابد ) 189 ، 191 ، 200
آن روز كه ما گفتيم مرجمك در دهنها نمىخيسيد حالا كه ما باقلا نخوردهايم 61
آواز حجاز و حدى ( حجاز : نام يكى از دوازده مقام موسيقى ) 49 ، 174
آوازه زير و بم ، 49
آوازهخوانان ، 174
آويزهء گوش كردن ( : گفتهاى را به ياد داشتن و فراموش نكردن ) ، 107
آهار ، 62
آهنگ سرتوپ كردن ، 89
آهنگر ، 197
آه و نالهء مردم برّندهتر از شمشير است ، 50
ابتدا به ساكن ( : بىمقدمه ، ناگهانى ) ، 86
ابد الابد ( : هميشه ، همواره ) ، 99
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣١٢