تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ظاهرا در سال 1271 ه ق ، گشنه‌رود و مزارع در سردر عمارلو از بابا منصور موضوع و به قزوين علاوه شده است ( ص 15 ) . در سفرنامهء ميرزا ابراهيم ( ص 187 ) ناحيه بابامنصور ، جزء عمارلو است و دهات جمع بابامنصور را چنين برمىشمارد : اسامى دهات بابا منصور عمارلو : زكابر ، كوورط ، گشنه‌رود ، توتك‌چال ، تيان‌دشت ، كاكوستان ، گيروه ، پاشام ، دىنك ، چل واشك ، پتل ، كمال‌ده ، نارن‌ده ، كوره‌رود ، زرده‌كش ، دشت‌رز ، طهمورث‌آباد ، كنگرى ، كله‌جوب ، كهله‌چين ، تسكين . در جغرافياى تاريخى رودبار ( الموت ) تأليف دكتر زندى ( ص 9 ) ناحيه بابا منصور داراى 14 آبادى است به اسامى زير : گيروه ( گريوه ) ، فشام ، سردشت ، گورد ، تسكين ، تياندشت ، باطين ، سرخاب ، هيركش ، كردزمين ، خسرود ، دستگرد . اضافه مىكنيم كه ظاهرا وجه تسميهء منطقه بابامنصورى بايد ناشى از ايل بابامنصورى باشد كه در اين ناحيهء زندگى مىكرده‌اند . از كتاب تاريخ تنكابن ( تأليف يوسفىنيا ص 310 ) شاهدى بر اين ادّعا نقل مىكنم : " پس از فتور قدرت ديالمه در راستاى خاورى سفيدرود در معبر كنونى منجيل ، اكراد سياه‌پوش ساكن شدند كه بعدها از آميختگى آنها با كردهاى چگنى ، غياثوند ، جليلوند ، گودرزوند ، بابامنصورى و سپاه منصورى ، ايل قدرتمند و متشكلى در زمان صفويان به وجود آمد . . . " ( 16 ) ص 15 س 2 ، مقررا : از اصطلاحات علم سياق است ، از جمله كاربرد اين كلمه چنين است كه : " اگر در ميزان مقررهء مشهوره غلطى رفتى ، محو كردن آن غلط است بلكه متعارفست كه در پهلوى آن از طرف چپ موربا كلمهء مقررا - به اين صورت " مر " مىنويسند . ميزان صحيح را در تحت آن مرقوم دارند و اين عمل را سهو العقد ميزان نامند " - بحر الجواهر فى علم الدفاتر . تأليف عبد الوهاب بن محمد امين حسينى شاهشهانى اصفهانى ، تهران ، سنگى ، 1287 ق ، ص 104