سقراطيس « 1 »
سقراط حكيم عبارت از او است . صاحب نزهة الارواح گويد كه معنى سقراطيس « المعتصم بالعدل » است .
از كلمات او است كه : نفس فاضل شريف را به حسن قبول حق و نفس خسيس ناقص را به سرعت رغبت سوى باطل توان شناخت .
در بعضى از اسفار ، جناب حكمت شعار با توانگرى كه مال بسيار و متاع بىشمار داشت همراه بود . در اثناء راه قطاع الطريق بديشان رسيد . متمول مىگفت كه اى واى اگر مرا بشناسند و سقراط مىفرمود كه اى واى اگر مرا نشناسند !
و ايضا از سخنان سقراط است كه چون شعلهء غضب اشتعال پذيرد مدارا و حلم را شعار خود ساز و هرگاه نايرهء خشم منطفى گردد اگر موأخذه و عتابى كنى شايد .
متعصبى او را بر آن كه از خاندان بزرگ نبود تشنيع زد . سقراط جواب داد كه اهل بيت من بر من بر رغم تو عارند و تو فى نفس الامر بر خاندان خويش عارى .
و از الفاظ گوهربار او است كه : با نادان تواضع كردن همچنان است كه حنظل را آب دادن ، زيرا كه هرچند آب بيشتر يابد بارش تلختر گردد .
ديوجانس الكلبى « 2 »
گويند كه او را « كلبى » بهجهت آن مىگفتند كه كلمهء حق را به درشتى در روى ارباب بطلان بر زبان مىآورد و بر جاهلان بانگ مىزد و چون پيش علما و حكما مىرسيد تواضع و تملق مىنمود . از او سؤال كردند كه شايستهء اكل و شرب كدام وقت است ؟ جواب داد جمعى را كه ما يحتاج و اسباب مهيا است هرگاه كه اشتها باشد و طايفهاى را كه دسترسى نيست هرگه كه طعام و شراب يابند .
افلاطون الحكيم « 3 »
معنى افلاطون به لغت يونانى « عام منفعت كثير علم » بوده و او از شاگردان سقراط حكيم است .
هامش
( 1 ) .Socrateفيلسوف نامور يونانى ( 468 تا 400 قبل از ميلاد مسيح ) ( ن ) .
( 2 )Diogene le Cynique.
( 3 )Platon.