آن را به ناكام گذاشتيم . »
[ به زعم كاتب ، روايت اخير نيز موافق قول اول است و تخلف ندارد زيرا كه مىتواند بود كه قبل از وقوع آن واقعه چنانچه سلاطين احداث اقبار خود مىنمايند و در تعمير آن كوشش بىكران مىفرمايند و كتابهء آن را به ذكر نصايح براى انتباه اهل غفلت مىآرايند بهرام در احداث اساس مقبرهء خود سعى نموده و اين كلمه را بهجهت تنبيه خفتگان خواب غفلت فرموده تا بر آن نگاشته باشند ] . « 1 »
القصه بعد از انقضاى ايام حكومت بهرام ، يزدجرد و فيروز و بلاش به نوبت سلطنت كردند .
در تاريخ گزيده مذكور است كه فيروز رام رى و روشن فيروز جرجان و كازرون فارس و شادار آذربيجان از جملهء بناهاى فيروز بن يزدجرد است .
قباد بن فيروز
به زيور عدالتگسترى و حليهء رعيتپرورى آراسته بود . خروج مزدك و قتل آن مردك در ايام دولت او روى نمود . شاه خور را كه در فارس است و ارجان و حلوان از جملهء عمارات او شمردهاند . بعضى گويند كه بردع و گنجه و ميافارقين را قباد احداث كرده .
در تاريخ جعفرى مسطور است كه استراباد به جرجان و خابور در موصل از بناهاى قباد است .
انوشيروان بن قباد « 2 »
كسى را كه خواجهء كاينات و بهترين موجودات عليه افضل الصلواة و اكمل التحيات ، سلطان عادل خواند كما قال صلى اللّه عليه و آله و سلم : ولدت انا فى زمن السلطان العادل او را به تعريف منشيانه و توصيف مترسلانه چه حاجت باشد ؟
به صحت پيوسته كه انوشيروان اول پادشاهى است كه « كسرى » لقب يافت و بعد از وى ساير ملوك عجم به همين لقب ملقب گرديدند .
روايت است كه در آن اوان كه انوشيروان به فتح بلاد و امصار شام قيام مىنمود به
هامش
( 1 ) . فقط در مس .
( 2 ) . مج : « انوشيروان عادل » .