بهرام بن هرمز
بغايت كريم و حليم بود . مانى نقاش كه در زمان شاپور ظهور نموده و دعوى نبوت كردى بهرام فرمان داد تا ارباب دانش با او مباحثه نمايند و چون مانى ملزم گشت به حكم بهرام به قتل آمد .
از سخنان او است كه : لا سرور الا مع الا من و لا لذّة الّا مع العافية .
بهرام بن بهرام
چون بر تخت سلطنت نشست آغاز ظلم و تعدى كرد و بنابرآن كه اعيان و اشراف از وى متنفر گشته خواستند كه به قلع او پردازند و ديگرى را بهجاى او پادشاه سازند از خواب غفلت بيدار شد و اعمال سيئهء خود را به افعال حسنه مبدل گردانيد .
از كلمات او است كه الدنيا فانية و الاموال عارية .
و قال : كلام العاقل اكثره مال و كلام الجاهل اكثره و بال . مراد از اين كلمه آن است كه هر سخن كه از گنجينهء سخن عقلا بيرون آيد مانند تنگجات طلاى احمر به سكهء حكمت و عيار فطانت منقش و محلى بود و اكثر سخنانى كه از دار الضرب ضماير جهلا ظاهر شود چون به محك بصيرت امتحان نمايند مثل زر قلب ، مزور و روى اندود باشد و وسيلهء نكال دنيا و و بال عقبى گردد .
بعد از بهرام ، پسرش كه بهرام ثالث عبارت از او است پادشاه شد .
نرسى بن بهرام بن بهرام بن هرمز
پادشاهى معدلت گستر و ملكى رعيتپرور بود .
از سخنان او است كه : الجود افضل الذخر و القناعة افضل الغنى و المودة افضل القرابة .
هرمز بن نرسى
در تاريخ گزيده مسطور است كه اول پادشاهى از ملوك عجم كه به نفس خويش در ديوان مظالم نشست هرمز بود . گويند از آثار او در ولايت خوزستان ، قرى و قصبات فراوان است .