تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
روزى كه از مساعدت بخت بيدار بلكه به محض توفيق پروردگار ، به شرف ملازمت صاحب فضيلتى مشرف بود كه در تكميل اقسام علوم و حقايق و تحصيل قوانين فضايل و دقايق بر علماى اعلام و فضلاى لازم الاحترام فائق گشته و به اضائت ضمير عالم‌آراى و اصابت راى عقده‌گشاى ، پايهء قدر و منزلتش از ساير امراء و نونيتان سپهر احتشام به مراتب گذشته ، بيت
همش علم و حلم است و هم داد و دين * ازو باد راضى جهان‌آفرين
صافى طويتى كه شعشعهء خورشيد مآثرش در شب ديجور حوادث چون ماه چهارده عرصهء گيتى را منور گردانيده و لوامع تدبير بر جيس تأثيرش در روز ظهور وقايع ، مانند انوار آفتاب از افق مراد و مقصود طالع گرديده ، شعر
هرچه رايش نقش بندد در ضمير * از قضا نبود جز آن صورت‌پذير و آنچه تدبيرش نگارد بر ورق * راست آيد نسخهء تقدير حق
از سلاست درر الفاظ آبدارش لؤلؤ مكنون در سينهء صدف آب گشته « 1 » و از لطافت معانى بديع آثار اشعار لطافت شعارش ، آب حيوان افسرده و بىتاب شده . نظم
پيش طبع پاكش آب افسرده‌اى * پيش فهم تيزش آتش مرده‌اى
ملك خصايل فرشته شمايل ، مرجع و ملاذ ارباب علم و اصحاب فضايل ، اختر اوج ابهت و كمال ، آفتاب سپهر عزت و جلال ، زدايندهء زنگ ظلم از چهرهء ايام ، گشايندهء ابواب انصاف و انعام بر روى خواص و عوام ، مستجمع كمالات نفسانى ، مستكمل اصناف اختصاصات روحانى ، يعنى مؤتمن دولت خاقانى و مقرب حضرت سلطانى ، آن كه ، مصرع :
از فقر غنى گشته و در بذل دلير
نظام الدولة و الدنيا و الدين امير عليشير خلد اللّه تعالى ظلال عواطفه و مراحمه على مفارق كافة المسلمين الى يوم الدين ما فى الضمير اين بندهء فقير در مرآت خاطر آفتاب تأثيرش كه مورد الهامات ربانى و مهبط واردات سبحانى است پرتو انداخته و اين بندهء بىبضاعت را ملحوظ عين عاطفت و عنايت ساخته بر زبان گوهرافشان گذرانيدند كه به
هامش
( 1 ) . در مج : « افسرده » .