نامتناهى پادشاهى كار سه چهار ساله در مدت شش ماه تمام گشت و رفعت ايوان مقصوره به مقتضاى امر امير بحر مكرمت از آنچه پيشتر بود شش هفت ذرع درگذشت .
چون اصل كار تمام گرديد و قواعد آن مانند بناى هرمان مستحكم شد فضلاء و شعراء در تاريخ تجديد آن بنا ابيات فصاحت آيات در سلك نظم كشيدند و كتابهنويسان ، بعضى از آنها را در كتابهء آن بقعهء عاليه مسطور گردانيدند . عالىحضرت مقرب الحضرة السلطانى لفظ « مرمت كرد - 904 » را جهت ضبط تاريخ آن سال يافته بودند و به حسب توارد جناب مولوى مخدومى فضيلت شعارى مولانا معين الملة و الدين اسفزارى را نيز همين لفظ به خاطر آمد و بدينگونه نظم نمودهاند ،
نظم
نظام دولت و دين مير پادشاه نشان * كه دولت دو جهانيش حق كرامت كرد
مرمتى كه ز اصل بنا فزونتر بود * در اين مقام شريف از علو همت كرد
تو اتفاق حسن بين و اقتضاى قضا * كه چون موافق تاريخ شد « مرمت كرد »
و راقم حروف را نيز اين قطعه به خاطر فاتر رسيده بود كه ،
شعر
گشت محكم اساس اين مسجد * ز اهتمام امير بندهنواز
بهر تاريخ گفت مرشد عقل * « شد مشيد اساس جامع باز »
- 904
القصه بعد از آن كه ضمير انوار و الا گهر از جانب متانت و استحكام آن معبد عالىمقام فارغ گشت خيال زيب و آرايش و انديشهء تكلف و نمايش بر خاطرش گذشت و به موجب اشارت عليه ، مهندسان خجستهآثار و كاشىتراشان شيرينكار و هنرمندان نقاش و استادان سنگتراش به جد هرچه تمامتر روى به زيب و تزئين آن مسجد فيض آئين آوردند و به مدت يك سال ، كارى كه به حسب تخمين و قياس مىبايست كه در قرب پنج سال اختتام يابد در غايت پاكى و آراستگى ، تمام كردند . وجوه طاقها و رواقهايش به نقوش اسليمى و خطائى مزين و محلى شد و صفحات صفههاى پرصفايش به وفور تكلفات غريب و كثرت اختراعات عجيب از ساير بقاع ممتاز و مستثنى گشت .
سقف گنبدهاى بلندش مانند صحيفهء اعمال نيكوكاران صفت سفيدى و روشنى پذيرفت و از ارههاى ايوانهاى ارجمندش از سنگهاى سوروان رصانت و متانت لاكلام گرفت .