در آن فرو درافتاده بود ، بركشد ؛ و از قيد و بند و خوارى و ذلّت بتپرستى آزاد گرداند ؛ و از بندگى خدايان دروغين كه او را گرفتار كردهاند ، برهاند ؛ و انديشهء بندگى خالص براى خداوند يكتاى بىهمتا را جايگزين آن گرداند ؛ و ايمان به خدا و ايمان به كرامت انسان را به او باز گرداند .
به اين نصوص قرآنى بنگريد ، تا دريابيد كه چگونه قرآن بر پرستش خداى يكتاى بىهمتا تأكيد مىورزد ، و به انسان نهيب مىزند و او را از بندگى هر كس جز خداوند سبحان آزاد مىسازد .
يا أَيُّهَا النَّاسُ ، ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ ، إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ، ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ . ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ ، إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ
« 1 » .
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ . . .
« 2 » .
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ ، سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
« 3 » .
قرآن ، توانست بر بتپرستى با اشكال گوناگون آن ، پيروز گردد ، و از آن مشركان ، يك امّت يكتاپرست و مؤمن به خداوند يكتا بسازد ، آن هم نه يك ايمان نظرى و بس ، بلكه ايمانى كه در خون آنان جارى گرديد ، و در همهء جنبههاى زندگى آنان خود را نشان داد .
اين ايمانى كه قرآن در نفوس آن قوم به وجود آورد ، كارايى كيميا را داشت . در قلب هر انسانى كه وارد مىشد ، از او انسان ديگرى مىساخت ، و احساسات ، عواطف ، اعتماد به نفس ، هدفدارى ، بلند طبعى و احساس كرامت را در وجود او برمىانگيخت . از اين دو نمونه كه در زير توضيح خواهيم داد ، مىتوانيم اين مطلب را با روشنى بيشتر دريابيم :
1 . ابو موسى گفت :
هامش
( 1 ) حج / 73
( 2 ) آل عمران / 64
( 3 ) توبه / 31