در داخل خانهء كعبه و اطراف آن سيصد و شصت بت وجود داشت .
كار مردم عرب به آنجا كشيد كه سنگ را به طور كلّى مقدّس مىدانستند ، و جنبهء الوهيّت براى آن قائل بودند . در صحيح بخارى از قول ابو رجاء عطاردى آمده است :
« ما سنگ را مىپرستيديم . هر گاه قطعهء سنگى جالبتر از قطعهء سنگ پيشين مىيافتيم ، آن را مىافكنديم و قطعه سنگ جديد را بر مىداشتيم ؛ و اگر قطعه سنگى نمىيافتيم ، مشتى خاك برمىداشتيم و گوسفندى را پيش مىكشيديم ، و بر آن مشت خاك شير مىدوشيديم ، و گرد آن طواف مىكرديم » . « 1 »
كلبى مىافزايد :
« مسافر ، در حين سفر ، هر گاه به منزلى مىرسيد ، چهار قطعهء سنگ برمىداشت ، و نيكوترين آنها را برمىگزيد و آن را ارباب خويش مىخواند ، و آن سه قطعهء ديگر را سه پايهء ديگ خود قرار مىداد ، و هنگامى كه از آن منزل حركت مىكرد ، آن سنگ را نيز رها مىكرد » . « 2 »
قوم عرب ، به پرستش سنگها اكتفا نكردند . خدايان متنّوع ديگرى نيز داشتند : فرشتگان ، جنّيان ، ستارگان . معتقد بودند كه فرشتگان دختران خدايند ، عدّهاى از جنّيان را نيز شريك خدا گرفته بودند و به قدرتشان ايمان داشتند و آنها را مىپرستيدند :
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلائِكَةِ أَ هؤُلاءِ إِيَّاكُمْ كانُوا يَعْبُدُونَ . قالُوا سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ ، بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ
« 3 » .
قبيلهء حمير خورشيد را مىپرستيدند ؛ قبيلهء كنانه ماه را مىپرستيدند ، دو قبيلهء لخم و جذام ستارهء مشترى را مىپرستيدند ؛ قبيلهء بنى اسد ستارهء عطارد را مىپرستيدند ؛ و بنى طىّ ستارهء سهيل را مىپرستيدند . « 4 »
هامش
( 1 ) صحيح بخارى ، 5 / 216
( 2 ) الاصنام ، 33
( 3 ) سباء / 40 - 41
( 4 ) الاصنام ، كلبى ، 22