وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
« 1 » .
ثالثا ، وقتى قرآن « حجّت » و « برهان » و « معجزه » باشد ، در كار انذار و هدايت سهيم خواهد بود . به همين لحاظ ، در خود قرآن مىبينيم كه « برهان » با « هدايت » و « نور » و « صراط مستقيم » همراه شده است :
يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً . فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِراطاً مُسْتَقِيماً
« 2 » .
رابعا ، تفصيل احكام ، برنامهاى را كه عمليات دگرگونسازى اجتماعى ، عمدتا ، بر آن تكيه دارد ، چنان كه پيش از اين اشارهاى داشتيم ؛ و به اين جهت ، « تبيان كل شىء » با « هدايت » و « رحمت » در قرآن قرين يكديگرند ؛ هدايتى كه روشنگر برنامه و صراط مستقيم است :
وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ
« 3 » .
خامسا ، هدف فصل خصومت و رفع اختلاف و جداسازى حق از باطل ، خود جزئى از آن برنامهء عمومى و هدايت و نور است . « 4 »
سادسا ، تصديق و تكميل رسالتهاى پيشين ، كه در زمرهء اهداف نزول قرآن مورد اشاره قرار گرفت ، به اين معنا نيست كه دگرگونى اجتماعى ، ريشهاى نيست . زيرا ، انحراف اجتماعى گاه به سطحى مىرسد كه جامعهء بشرى از نگرشهاى رسالت پيشين بكلّى دور مىگردد ، ديگر چه رسد به اين كه بخواهد تحت تأثير رسالت جديد قرار گيرد . اين نكته را قرآن كريم در مناسبتهاى مختلف ، بويژه در مناقشه با اهل كتاب و گزارش تعصّبات و تفرقهها و معاملهگرىها بر سر دين خدا مطرح مىسازد . قرآن ، در عين آن كه رسالتهاى پيشين را تكميل و تصديق مىكند و در كار اصلاح و دگرگونسازى ، جامعه را زير پوشش مىگيرد ، به يك كار ريشهاى نيز در برابر جامعهاى كه عملا از مفاهيم و آرمانهاى آن رسالتها دور شده
هامش
( 1 ) زمر / 27
( 2 ) نساء / 174 - 175
( 3 ) نحل / 89
( 4 ) چنان كه در آيهء 213 از سورهء بقره آمده است .